{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نمی تونستم از رفتن منصرفش کنم

نمی تونستم از رفتن منصرفش کنم
+پس چی کار کردی
-نشستم کنار دریچه...
سیگارم رو روشن کردم....
و رفتنش رو دیدم......
+بعدش رفتی خونه؟
-ن ی پاکت سیگار کشیدم...
گفتم شاید برگرده....
+بعدش چی؟رفتی خونه؟
-اره رفتم خونه...
و همه عکس هاش رو جمع کردم...
+سوزوندی؟
-ن گذاشتم تو انبار..
+چرا نسوزوندی؟
-دیوونه شدی؟شاید برگرده! #سَ_حَ_ر
دیدگاه ها (۶)

عاقبتهجوم ناگهانِ "عشق"فتح می کند پایتختِ درد را...

#عشقبهایی دارد ک همواره باید بپردازیم و #تنهااایی بخشی از ای...

سرخوش آن حالی که از داشتنت لبریز است...

زنها گااهی"اخرین راهِ اثباتِ عشق" را"رفتن" میداننداگر پیش از...

قاتل زنجیرای من 🩸⛓️[۱۷]تا اینکه دید ا/ت آروم چشماشو باز میکن...

Hidden Melody in Midnight Seoulp.24(از زبون جونگ‌کوک)امروز ت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط