ادامه پارت ۲
ادامه پارت ۲
شلوار و شرت ا.ت رو با دست آزادش درآورد و ا.ت رو کاملا آسیب پذیر کرد.
مویچیرو: خوردن من باعث شده انقدر خیس بشی؟ باید موقع ساک زدن خیلی خودتو بمالی شیطان کوچولو.
ا.ت نگاهش رو برگردوند.
ا.ت: فهمیده بودی؟
مویچیرو: معلومه خیلی ضایع بود.
و دو انگشتش رو بی مقدمه وارد ا.ت کرد.
ا.ت: چه خبرته؟ یواش.
مویچیرو با یه پوزخند ملیحححح : درد گرفت؟
ا.ت: آره درد گرفت.
مویچیرو انگشت هاش رو خم گرد جوری که به لذت بخش ترین بخش درون ا.ت را هدف بگیرد و مداوم به آن قسمت ضربه زد.
ا.ت زیر انگشتان او ناله میکرد و نمی تونست جلوی خودش رو بگیره.
مویچیرو: ا.ت چیز دیگه ای هم میخوای؟
ا.ت: آه میخوای از.... کی.رت... آه بهم ... بدی؟
مویچیرو: چون خیلی خوشگل شدی.
انگشتانش رو بیرون کشید و به لباسش تمیز کرد. سپس کی.رش رو روی ورودی او گذاشت.
مویچیرو: برای مرحله اصلی آماده ای؟
منتظر جواب نموند و وارد شد و یک باره او رو پر کرد.
مویچیرو: لعنتی خیلی تنگی.
ا.ت: مشکل از بزرگی توعه.
او آرام به حرف ا.ت خندید.
مویچیرو: باشه همه رو بنداز گردن من عیبی نداره.
مویچیرو بدون اینکه حرکتی درون او کنه شروع کرد به آروم و ملایم بوسید نگردن و ترقوه ی ا.ت، و او هم گردنش رو کج کرد تا به مویچیرو دسترسی بهتری بده.
مویچیرو آروم میمکید و گاهی کنار بوسیدن ها گاز می گرفت و ا.ت هم مو های او رو نوازش میکرد.
ا.ت: اگه بخوای میتونی حرکت کنی دیگه به سایزت عادت کردم.
مویچیرو به چشمان ا.ت خیره شد: مطمئنی؟
ا.ت: آره.
مویچیرو آروم آروم شروع به حرکت کرد.
مویچیرو: اگه درد داشت بگو.
ا.ت: اگه درد داشت مو هاتو میکنم.
مویچیرو آروم خندید : باشه باشه .
کمی سرعت گرفت.
که ا.ت رو بیتاب کرد.
ا.ت: میشه منو ببوسی؟
او هم بدون چون چرا لب های ا.ت رو تسخیر کرد.
لذت بین هر دو کشیده شد.
تا هر دو به اوج لذت رسیدند.
مویچیرو آروم از ا.ت بیرون کشید و ا.ت رو در آغوش گرفت.
شلوار و شرت ا.ت رو با دست آزادش درآورد و ا.ت رو کاملا آسیب پذیر کرد.
مویچیرو: خوردن من باعث شده انقدر خیس بشی؟ باید موقع ساک زدن خیلی خودتو بمالی شیطان کوچولو.
ا.ت نگاهش رو برگردوند.
ا.ت: فهمیده بودی؟
مویچیرو: معلومه خیلی ضایع بود.
و دو انگشتش رو بی مقدمه وارد ا.ت کرد.
ا.ت: چه خبرته؟ یواش.
مویچیرو با یه پوزخند ملیحححح : درد گرفت؟
ا.ت: آره درد گرفت.
مویچیرو انگشت هاش رو خم گرد جوری که به لذت بخش ترین بخش درون ا.ت را هدف بگیرد و مداوم به آن قسمت ضربه زد.
ا.ت زیر انگشتان او ناله میکرد و نمی تونست جلوی خودش رو بگیره.
مویچیرو: ا.ت چیز دیگه ای هم میخوای؟
ا.ت: آه میخوای از.... کی.رت... آه بهم ... بدی؟
مویچیرو: چون خیلی خوشگل شدی.
انگشتانش رو بیرون کشید و به لباسش تمیز کرد. سپس کی.رش رو روی ورودی او گذاشت.
مویچیرو: برای مرحله اصلی آماده ای؟
منتظر جواب نموند و وارد شد و یک باره او رو پر کرد.
مویچیرو: لعنتی خیلی تنگی.
ا.ت: مشکل از بزرگی توعه.
او آرام به حرف ا.ت خندید.
مویچیرو: باشه همه رو بنداز گردن من عیبی نداره.
مویچیرو بدون اینکه حرکتی درون او کنه شروع کرد به آروم و ملایم بوسید نگردن و ترقوه ی ا.ت، و او هم گردنش رو کج کرد تا به مویچیرو دسترسی بهتری بده.
مویچیرو آروم میمکید و گاهی کنار بوسیدن ها گاز می گرفت و ا.ت هم مو های او رو نوازش میکرد.
ا.ت: اگه بخوای میتونی حرکت کنی دیگه به سایزت عادت کردم.
مویچیرو به چشمان ا.ت خیره شد: مطمئنی؟
ا.ت: آره.
مویچیرو آروم آروم شروع به حرکت کرد.
مویچیرو: اگه درد داشت بگو.
ا.ت: اگه درد داشت مو هاتو میکنم.
مویچیرو آروم خندید : باشه باشه .
کمی سرعت گرفت.
که ا.ت رو بیتاب کرد.
ا.ت: میشه منو ببوسی؟
او هم بدون چون چرا لب های ا.ت رو تسخیر کرد.
لذت بین هر دو کشیده شد.
تا هر دو به اوج لذت رسیدند.
مویچیرو آروم از ا.ت بیرون کشید و ا.ت رو در آغوش گرفت.
- ۱۸۴
- ۰۷ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط