ادامه و پارت آخر
ادامه و پارت آخر🍡🩷
یه کاکوشی:*کشیدن اوبانای از روی سنگ*چک کردن*
یه کاکوشی دیگه:مرده؟
+:چبدونم
-:کجاش آسیب دیده؟
+:نمیدونم
-:خب..چیشده
+نمیدونم
-:کور یا بینا
+:*داد*داداشششش بیخیال شووو مگه من حکیم داناممم بخدا ول میکنم میرمممم
-:هیم🥲
میتسوری:*بیدار شد*هومم؟چیشده؟مبارزه تموم شد؟
تومیوکا:*خسته*آره تانجیرو هم آدم شد
میتسوری:مگه نبود اصلا چخبرههه؟
زنیتسو:واییی من دارم میمیرمممممم به زنم نزوکو بگید دوسش داشتمممممم
یه کاکوشی:اون زنت نیستتت
ذهن شینازوگاوا:چرا اینو گذاشتن بالا سر من؟💢
شینوبو:*بیدار شد*هه؟ چیشده؟
کاناعو و کاناعه:بغلش کردن
شینوبو:هه؟چی؟عا.وایسا نه سان تو بیدار..چخبره
کاناعه:خداروشکر سالمیددد✨✨
اوبانای:*بیدار شد*ذهنش:هوم؟چخبره؟هه؟دارم میبینم
بعا:*پرید بغل اوبانای*نی چاننن
اوبانای:هه؟بعا؟
کابورامارو دور گردن بعا:رفت پیش اوبانای
اوبانای:😶؟!؟!
یاشیرو درحال درمان کردن ینفر:ذهنش:تامایو ساما🥲
یه صدا:یا شیرو این دستمال نمیتونه انقدر خونو بند بیاره
ذهن یاشیرو:حتی تو سرمم صداشو میشنوم🥲
تامایو:*یه دستمال برداشت*اینطوریه ببین
یاشیرو:هه؟تا تامایو ساماا؟
تامایو:ام آره😊
یاشیرو:بغلش کرد
تامایو:😶!؟
یاشیرو:😭
تامایو:😊...ا راستی*یه دارو در آورد*اینو بخور
یاشیرو:این مگه..داروی نزوکو
تامایو:من یدونه خوردم پس تاسیر داره
یاشیرو:جدی!ذهنش:تامایو ساما همیشه خلاق ترین راه هارو پیدا میکنه✨
تانجیرو:ام میگم...ما کجاییم؟چطوری برسیم به عمارت پروانه؟
کاکوشی:وای راست میگی یهو پرت شدیم بالا
تانجیرو:هوم؟!من فکر کنم اینجارو میشناسم
همه تو موقعیت های متنوع:هوم؟
اون رامش فروش که تو فصل اول بود:هوممم
تانجیرو:ببخشید
مرده:هو؟
همه داقونننننن تانجیرو:ببخشید دوباره ماییم یه چنتا کاسه غذا میدید؟
مرده:ههههههه؟
همه:*خوردن*
نزوکو:خیلی وقته چیزی نخورده بودم
یاشیرو:این حسو یادم نبود😶
تانجیرو:راستی کاناعو ممنون چیزی نمونده بود همه ی زحماتمون نابود میشد
کاناعو:هه؟م.ممنون
سانمی:هی ایگورو راجب یه موضوعی گفته بودی مگه نا
بعا:اوهم
اوبانای:ام...*یکم خورد*شما نمیخورید؟
سانمی:بحثو عوض نکن
اوبانای:عوض نمیکنم
سانمی:چرا داری همین کارو میکنی
اوبانای:اینطور فکر میکنی؟
سانمی:آره
اوبانای:اره؟
سانمی:ارههه
بعا:....*اوبانایو چهار زانو حل داد سمت میتسوری*
میتسوریو اوبانای:😶؟!؟!؟!؟
سانمی:امم خب با خودتون
میتسوری:امم چیزی شده؟😅
اوبانای:؟...*بلند شد نشست*..
میتسوری:هوم؟
اوبانای:ام...ام...می..میگم
میتسوری:هوم؟
اوبانای:*در گوش میتسوری یچیزی گفت*
میتسوری:*سرخ*ههههه؟*دهنشو گرفت*😶
همه:هوم؟
میتسوری:او اوهم
اوبانای:😶؟!؟!
بعاهو سانمی:؟!؟!؟!؟
همه:چیشده؟
سانمی:هیچی
عوامل پشت صحنه:خودتون گرفتید دیگه😅
تو امارت پروانه
همه:جدیییی
زنیتسو:هیسسس نشنونننن
نزوکو:*بیرون رفتن*مبارکههههههه
زنیتسو:خب حالا گفتنم مهم نیست🥰
تانجیرو:شکوفه ها قشنگن نه؟
اینوسکه:ههه؟
زنیتسو:یااااخداااا شمشیرسازا دم درنننن وایییییی کاکوشی ها هم هستننننن واییی همه هستننننن
تانجیرو:😅...ام راستی نزوکو ایگورو سان بعا ببخشید گازتون گرفتم😅
نزوکو:نه بابا ما خوبیم
اوبانای:تو خوشیات جبران میکنم😑
بعا:هه هه😅
تانجیرو:اممم😅
*بیرون امارت*
کاناعو:سلام تانجیرو
تانجیرو:سلام ام..زخمات دیگه درد نداره؟
کاناعو:نه درد نداره😅دیگه کاملا خوبم
تانجیرو:جدی؟
کاناعو:آره😊هوم؟یه سنجاب رفت بالای درخت؟
تانجیرو: آره ببینم میاد پایین✨*یکم آروم درختو تکون داد*
کاناعو:نیفتاد
کابورا مارو افتاد رو دست تانجیرو:هوم؟کابورامارو
اوبانای افتاد رو تانجیرو:وایییییی آخ ببخشید
اوبانای:از رو من بلند شو
*بلند شدن*
بعا افتاد رو کول اوبانای
اوبانای:*داشت میفتاد ولی جلوی خودشو گرفت*
زنیتسو هو تومیوکاهم افتادن:زنیتسو:اییییی
تانجیرو:همتون خوبید؟ام اون بالا چیشده بود😶؟!؟!؟
زنیتسو:هاگانزوکااااا😭
تانجیرو:هه؟
هاگانزوها:پیداتون کردممممم شمشیرای منو میشکنیددددددددد؟
همه:😶!
همه فرار کردنو افتادن دنبال هم
رنگوکو:عه دارید تمرین میکنید منم میام
تنگن:تمرین نیست ولی اومدم
ارباب:چه زود سرپا شدید خداروشکر
همه:هه؟!
میتسوری:ا ارباب ش شما ز زنده ام
ارباب:هوم؟گیومی نگفتی من زندم؟😅
هیمجیما:آه یادم رفت🥲😶دابورامی دابوتسو
ارباب:ام آره من زند
همه ی هاشیراها بی اختیار پریدن بغلش
ارباب:؟!
همه:*بلند شدن*وای ببخشید..ببخشید..آخ
ارباب:هیمیم خوشحالم که نگرانم بودید😊
ارباب:راستی شما ها کجا میخواید برید خونه ندارید😅
همه:.........
نزوکو:راستش ما به خونه داریم
تانجیرو:شما اگه بخواهید جا هستا
شینازو گاواهو گنیا:ما؟
اوبانای:فکر نکنم
بعا:عه توهو کانروجی دیگه میرید یجا باهم زندگی میکنید؟✨
میتسوری و اوبانای:همه😖💢
بعا:ولی از دواج کردید
میتسوری:هه اره
یه کاکوشی:*کشیدن اوبانای از روی سنگ*چک کردن*
یه کاکوشی دیگه:مرده؟
+:چبدونم
-:کجاش آسیب دیده؟
+:نمیدونم
-:خب..چیشده
+نمیدونم
-:کور یا بینا
+:*داد*داداشششش بیخیال شووو مگه من حکیم داناممم بخدا ول میکنم میرمممم
-:هیم🥲
میتسوری:*بیدار شد*هومم؟چیشده؟مبارزه تموم شد؟
تومیوکا:*خسته*آره تانجیرو هم آدم شد
میتسوری:مگه نبود اصلا چخبرههه؟
زنیتسو:واییی من دارم میمیرمممممم به زنم نزوکو بگید دوسش داشتمممممم
یه کاکوشی:اون زنت نیستتت
ذهن شینازوگاوا:چرا اینو گذاشتن بالا سر من؟💢
شینوبو:*بیدار شد*هه؟ چیشده؟
کاناعو و کاناعه:بغلش کردن
شینوبو:هه؟چی؟عا.وایسا نه سان تو بیدار..چخبره
کاناعه:خداروشکر سالمیددد✨✨
اوبانای:*بیدار شد*ذهنش:هوم؟چخبره؟هه؟دارم میبینم
بعا:*پرید بغل اوبانای*نی چاننن
اوبانای:هه؟بعا؟
کابورامارو دور گردن بعا:رفت پیش اوبانای
اوبانای:😶؟!؟!
یاشیرو درحال درمان کردن ینفر:ذهنش:تامایو ساما🥲
یه صدا:یا شیرو این دستمال نمیتونه انقدر خونو بند بیاره
ذهن یاشیرو:حتی تو سرمم صداشو میشنوم🥲
تامایو:*یه دستمال برداشت*اینطوریه ببین
یاشیرو:هه؟تا تامایو ساماا؟
تامایو:ام آره😊
یاشیرو:بغلش کرد
تامایو:😶!؟
یاشیرو:😭
تامایو:😊...ا راستی*یه دارو در آورد*اینو بخور
یاشیرو:این مگه..داروی نزوکو
تامایو:من یدونه خوردم پس تاسیر داره
یاشیرو:جدی!ذهنش:تامایو ساما همیشه خلاق ترین راه هارو پیدا میکنه✨
تانجیرو:ام میگم...ما کجاییم؟چطوری برسیم به عمارت پروانه؟
کاکوشی:وای راست میگی یهو پرت شدیم بالا
تانجیرو:هوم؟!من فکر کنم اینجارو میشناسم
همه تو موقعیت های متنوع:هوم؟
اون رامش فروش که تو فصل اول بود:هوممم
تانجیرو:ببخشید
مرده:هو؟
همه داقونننننن تانجیرو:ببخشید دوباره ماییم یه چنتا کاسه غذا میدید؟
مرده:ههههههه؟
همه:*خوردن*
نزوکو:خیلی وقته چیزی نخورده بودم
یاشیرو:این حسو یادم نبود😶
تانجیرو:راستی کاناعو ممنون چیزی نمونده بود همه ی زحماتمون نابود میشد
کاناعو:هه؟م.ممنون
سانمی:هی ایگورو راجب یه موضوعی گفته بودی مگه نا
بعا:اوهم
اوبانای:ام...*یکم خورد*شما نمیخورید؟
سانمی:بحثو عوض نکن
اوبانای:عوض نمیکنم
سانمی:چرا داری همین کارو میکنی
اوبانای:اینطور فکر میکنی؟
سانمی:آره
اوبانای:اره؟
سانمی:ارههه
بعا:....*اوبانایو چهار زانو حل داد سمت میتسوری*
میتسوریو اوبانای:😶؟!؟!؟!؟
سانمی:امم خب با خودتون
میتسوری:امم چیزی شده؟😅
اوبانای:؟...*بلند شد نشست*..
میتسوری:هوم؟
اوبانای:ام...ام...می..میگم
میتسوری:هوم؟
اوبانای:*در گوش میتسوری یچیزی گفت*
میتسوری:*سرخ*ههههه؟*دهنشو گرفت*😶
همه:هوم؟
میتسوری:او اوهم
اوبانای:😶؟!؟!
بعاهو سانمی:؟!؟!؟!؟
همه:چیشده؟
سانمی:هیچی
عوامل پشت صحنه:خودتون گرفتید دیگه😅
تو امارت پروانه
همه:جدیییی
زنیتسو:هیسسس نشنونننن
نزوکو:*بیرون رفتن*مبارکههههههه
زنیتسو:خب حالا گفتنم مهم نیست🥰
تانجیرو:شکوفه ها قشنگن نه؟
اینوسکه:ههه؟
زنیتسو:یااااخداااا شمشیرسازا دم درنننن وایییییی کاکوشی ها هم هستننننن واییی همه هستننننن
تانجیرو:😅...ام راستی نزوکو ایگورو سان بعا ببخشید گازتون گرفتم😅
نزوکو:نه بابا ما خوبیم
اوبانای:تو خوشیات جبران میکنم😑
بعا:هه هه😅
تانجیرو:اممم😅
*بیرون امارت*
کاناعو:سلام تانجیرو
تانجیرو:سلام ام..زخمات دیگه درد نداره؟
کاناعو:نه درد نداره😅دیگه کاملا خوبم
تانجیرو:جدی؟
کاناعو:آره😊هوم؟یه سنجاب رفت بالای درخت؟
تانجیرو: آره ببینم میاد پایین✨*یکم آروم درختو تکون داد*
کاناعو:نیفتاد
کابورا مارو افتاد رو دست تانجیرو:هوم؟کابورامارو
اوبانای افتاد رو تانجیرو:وایییییی آخ ببخشید
اوبانای:از رو من بلند شو
*بلند شدن*
بعا افتاد رو کول اوبانای
اوبانای:*داشت میفتاد ولی جلوی خودشو گرفت*
زنیتسو هو تومیوکاهم افتادن:زنیتسو:اییییی
تانجیرو:همتون خوبید؟ام اون بالا چیشده بود😶؟!؟!؟
زنیتسو:هاگانزوکااااا😭
تانجیرو:هه؟
هاگانزوها:پیداتون کردممممم شمشیرای منو میشکنیددددددددد؟
همه:😶!
همه فرار کردنو افتادن دنبال هم
رنگوکو:عه دارید تمرین میکنید منم میام
تنگن:تمرین نیست ولی اومدم
ارباب:چه زود سرپا شدید خداروشکر
همه:هه؟!
میتسوری:ا ارباب ش شما ز زنده ام
ارباب:هوم؟گیومی نگفتی من زندم؟😅
هیمجیما:آه یادم رفت🥲😶دابورامی دابوتسو
ارباب:ام آره من زند
همه ی هاشیراها بی اختیار پریدن بغلش
ارباب:؟!
همه:*بلند شدن*وای ببخشید..ببخشید..آخ
ارباب:هیمیم خوشحالم که نگرانم بودید😊
ارباب:راستی شما ها کجا میخواید برید خونه ندارید😅
همه:.........
نزوکو:راستش ما به خونه داریم
تانجیرو:شما اگه بخواهید جا هستا
شینازو گاواهو گنیا:ما؟
اوبانای:فکر نکنم
بعا:عه توهو کانروجی دیگه میرید یجا باهم زندگی میکنید؟✨
میتسوری و اوبانای:همه😖💢
بعا:ولی از دواج کردید
میتسوری:هه اره
- ۱۹۲
- ۱۲ بهمن ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط