{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بنشین رفیق! تا که کمی درد دل کنیم

بنشین رفیق! تا که کمی درد دل کنیم
اندازه ی تو هیچ کسی مهربان نبود

اینجا تمام ِ حنجره ها لاف می زنند
هرگز کسی هر آنچه که می گفت، آن نبود !

لیلا فقط به خاطر مجنون ستاره شد
زیرا شنیده ایم چنین و چنان نبود

حتی پرنده از بغل ِ ما نمی گذشت
اغراق ِ شاعرانه اگر بارِمان نبود …

گشتم، نبود، نیست… تو هم بیشتر نگرد !
غیر از خودت که با غزلم همزبان نبود

دیشب دوباره -از تو چه پنهان- دلم گرفت
با اینکه پای هیچ کسی در میان نبود !
همین/
دیدگاه ها (۱)

انگشتانت را قرض می خواهم برای شمارش روزهای نبودنت. قرار نبود...

♥♥♥♥

ای جان

چه خوشکله

«مردی بین ما »پارت ۱۸: «صبحِ خاکستری» اولین پرتوهای بی‌رمق خ...

از حجاب فرار میکنند آنان که

دم از خدایی می‌زنند که خود در حجاب است .✍ وقتی درست فکر کنی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط