{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

فقیر تر از آن بودیم

فقیر تر از آن بودیم
که بخواهیم خانه ی شلوغی داشته باشیم
ولی
وسایلمان زیاد گم میشد
مثلا
هر وقت پدرم به خانه بر می گشت
مادرم
به سختی لبخندش را پیدا می کرد!


#حمزه_کریم_تباح_فر
دیدگاه ها (۲)

برای ملتی ڪه سردشان است باریدن برف اصلا اتفاق رمانتیڪی نیست....

تا آگاه نشده اند ، هیچ گاه عصیان نمیڪنند ، و تا عصیان نڪنند ...

این قیمت های ماشین ، مال قبل انقلاب نیست ، واسه سال 89عه!قشن...

بیاد برادرم:کشتی نساز ای نوحطوفان نخواهد آمدبر شوره زار دلها...

خب بچه ها میخوام براتون یکی از اتفاقات ی طورایی ترسناک دوسال...

خانه دلتنگِ غروبی خفه بودمثلِ امروز که تنگ است دلمپدرم گفت چ...

مافیای من

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط