فیک : همسر قراردادی آقای جئون
پارت ۲۳
صبح روز بعد...
شرکت از همیشه شلوغتر بود.
همه برای مراسم خیریهی هفتهی آینده آماده میشدن.
هانا هم از اول صبح مشغول هماهنگ کردن اطلاعات مهمانها و برنامهی مراسم بود.
...
حدود ساعت یازده...
تلفن میزش زنگ خورد.
ـ خانم هانا، آقای جئون گفتن لطفاً پروندهی مراسم رو بیارین دفترشون.
ـ الان میارم.
---
تق تق...
ـ بفرمایید.
هانا وارد دفتر شد.
جونگ کوک پشت میزش نشسته بود و لپتاپش باز بود.
ـ اینم پروندهی مراسم.
جونگ کوک پرونده رو گرفت و مشغول ورق زدن شد.
چند دقیقه بعد گفت:
ـ این قسمت رو تو اصلاح کردی؟
ـ بله.
ـ چرا؟
هانا به برگه اشاره کرد.
ـ برنامهی ورود مهمانها همزمان بود. اگه همینطوری میموند، جلوی ورودی شلوغ میشد.
جونگ کوک دوباره برگه رو نگاه کرد.
ـ درسته.
خودکارش رو برداشت و کنار پیشنهاد هانا علامت تأیید زد.
ـ همین نسخه اجرا میشه.
هانا لبخند کوچیکی زد.
ـ خوشحالم که مفید بود.
جونگ کوک برای چند لحظه سکوت کرد.
بعد بدون مقدمه پرسید:
ـ از کار کردن اینجا راضی هستی؟
هانا غافلگیر شد.
ـ راستش... آره.
ـ حتی با این حجم کار؟
ـ بعضی روزها خسته میشم...
اما چیزهای زیادی هم یاد گرفتم.
جونگ کوک آروم سر تکون داد.
ـ خوبه.
هانا با خنده گفت:
ـ امروز دومین "خوبه" رو هم گرفتم.
جونگ کوک نگاه کوتاهی بهش انداخت.
ـ داری میشمری؟
ـ خب... تعدادشون اونقدر کمه که میشه شمرد.
برای اولین بار...
جونگ کوک خیلی کوتاه خندید.
نه بلند...
فقط یه خندهی آروم که کمتر از چند ثانیه طول کشید.
هانا همونجا خشکش زد.
ـ شما... خندیدین؟
جونگ کوک سریع حالت صورتش رو عادی کرد.
ـ پرونده رو ببر برای چاپ.
هانا لبخندش رو پنهان کرد.
ـ چشم.
وقتی از اتاق بیرون اومد، زیر لب گفت:
ـ «پس بالاخره میتونه بخنده...»
---
عصر...
رئیس هیئتمدیره وارد دفتر جونگ کوک شد.
ـ مراسم تقریباً آمادهست؟
ـ آره.
ـ خوبه.
چند لحظه سکوت برقرار شد.
بعد رئیس هیئتمدیره گفت:
ـ بعد از مراسم، خانوادهی رئیس گروه دونگسان درخواست یه جلسهی خصوصی دارن.
جونگ کوک اخم کرد.
ـ برای قرارداد؟
ـ احتمالاً...
اما فکر نمیکنم فقط دربارهی قرارداد باشه.
جونگ کوک جواب نداد.
فقط نگاهش رو به پروندهی روی میزش دوخت.
حس میکرد...
اتفاقی نزدیکه.
اتفاقی که دیگه نمیشد ازش فرار کرد.
#رمان #فیک #فیکشن #سناریو
#namjoon #jin #suga #jhope #jimin #text #teahyung #jungkook #bts
#تهیونگ #جونگکوک #تهکوک #سناریو #وانشات #تکپارتی #بی_تی_اس
#نامجون #جین #سوکجین #یونگی #شوگا #جیمین #جیهوپ #هوسوک
صبح روز بعد...
شرکت از همیشه شلوغتر بود.
همه برای مراسم خیریهی هفتهی آینده آماده میشدن.
هانا هم از اول صبح مشغول هماهنگ کردن اطلاعات مهمانها و برنامهی مراسم بود.
...
حدود ساعت یازده...
تلفن میزش زنگ خورد.
ـ خانم هانا، آقای جئون گفتن لطفاً پروندهی مراسم رو بیارین دفترشون.
ـ الان میارم.
---
تق تق...
ـ بفرمایید.
هانا وارد دفتر شد.
جونگ کوک پشت میزش نشسته بود و لپتاپش باز بود.
ـ اینم پروندهی مراسم.
جونگ کوک پرونده رو گرفت و مشغول ورق زدن شد.
چند دقیقه بعد گفت:
ـ این قسمت رو تو اصلاح کردی؟
ـ بله.
ـ چرا؟
هانا به برگه اشاره کرد.
ـ برنامهی ورود مهمانها همزمان بود. اگه همینطوری میموند، جلوی ورودی شلوغ میشد.
جونگ کوک دوباره برگه رو نگاه کرد.
ـ درسته.
خودکارش رو برداشت و کنار پیشنهاد هانا علامت تأیید زد.
ـ همین نسخه اجرا میشه.
هانا لبخند کوچیکی زد.
ـ خوشحالم که مفید بود.
جونگ کوک برای چند لحظه سکوت کرد.
بعد بدون مقدمه پرسید:
ـ از کار کردن اینجا راضی هستی؟
هانا غافلگیر شد.
ـ راستش... آره.
ـ حتی با این حجم کار؟
ـ بعضی روزها خسته میشم...
اما چیزهای زیادی هم یاد گرفتم.
جونگ کوک آروم سر تکون داد.
ـ خوبه.
هانا با خنده گفت:
ـ امروز دومین "خوبه" رو هم گرفتم.
جونگ کوک نگاه کوتاهی بهش انداخت.
ـ داری میشمری؟
ـ خب... تعدادشون اونقدر کمه که میشه شمرد.
برای اولین بار...
جونگ کوک خیلی کوتاه خندید.
نه بلند...
فقط یه خندهی آروم که کمتر از چند ثانیه طول کشید.
هانا همونجا خشکش زد.
ـ شما... خندیدین؟
جونگ کوک سریع حالت صورتش رو عادی کرد.
ـ پرونده رو ببر برای چاپ.
هانا لبخندش رو پنهان کرد.
ـ چشم.
وقتی از اتاق بیرون اومد، زیر لب گفت:
ـ «پس بالاخره میتونه بخنده...»
---
عصر...
رئیس هیئتمدیره وارد دفتر جونگ کوک شد.
ـ مراسم تقریباً آمادهست؟
ـ آره.
ـ خوبه.
چند لحظه سکوت برقرار شد.
بعد رئیس هیئتمدیره گفت:
ـ بعد از مراسم، خانوادهی رئیس گروه دونگسان درخواست یه جلسهی خصوصی دارن.
جونگ کوک اخم کرد.
ـ برای قرارداد؟
ـ احتمالاً...
اما فکر نمیکنم فقط دربارهی قرارداد باشه.
جونگ کوک جواب نداد.
فقط نگاهش رو به پروندهی روی میزش دوخت.
حس میکرد...
اتفاقی نزدیکه.
اتفاقی که دیگه نمیشد ازش فرار کرد.
#رمان #فیک #فیکشن #سناریو
#namjoon #jin #suga #jhope #jimin #text #teahyung #jungkook #bts
#تهیونگ #جونگکوک #تهکوک #سناریو #وانشات #تکپارتی #بی_تی_اس
#نامجون #جین #سوکجین #یونگی #شوگا #جیمین #جیهوپ #هوسوک
- ۲۴.۱k
- ۱۱ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط