{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گاهی می‌خندید، و گاه در چنان غمی فرو می‌رفت که انگار سنگی

گاهی می‌خندید، و گاه در چنان غمی فرو می‌رفت که انگار سنگین‌ترین غم جهان را بر شانه‌اش حمل می‌کند.
دیدگاه ها (۰)

کاش یسری از آدم‌ها بفهمن دلیل کم حرف بودنمون، ارتباط نداشتن ...

دارم متلاشی می‌شوم و این یک داستان نیست خسته ام از صبوری بیش...

بچه ها ناشناسمون حرفی فحشی درخواستی ایده ای چیزی بود بیاید ب...

بچه ها ایده بدید براتون عکس بزنم هرچی میخواید بدم ربات درست ...

علی نصیری خوی

*گاهی نبودنِ یک نفر*نظمِ تمامِ جهان را به‌هم می‌ریزد…*نه آن ...

زندگی باید کردگاه با یک گل سرخ با یک دل تنگبا سوسوی امیدی کم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط