تنهایت گذاشتم
تنهایت گذاشتم
تا بر غرورت پیروز گردی.
تنهایت گذاشتم .
تا در میان آرامش بجستی.
تهنایت گذاشتم تا در میان یاران دل ببندی.
تنهایت گذاشتم .
تا با خودت بخندی.
تنهایت گذاشتم.
دریابی برای خودت دردی.
تا با خود پسندی بجنگی.
تا یاد گیری خوش حرفی.
تا حال مرا بفهمی.
تا در آن درد برنجی.
تا از یادت نرود سختی.
هه تا به نامرد دل نبندی.
تنهایت گذاشتم تا مهرنیایی را به نری.
شعر.ص.ع
حسام
تا بر غرورت پیروز گردی.
تنهایت گذاشتم .
تا در میان آرامش بجستی.
تهنایت گذاشتم تا در میان یاران دل ببندی.
تنهایت گذاشتم .
تا با خودت بخندی.
تنهایت گذاشتم.
دریابی برای خودت دردی.
تا با خود پسندی بجنگی.
تا یاد گیری خوش حرفی.
تا حال مرا بفهمی.
تا در آن درد برنجی.
تا از یادت نرود سختی.
هه تا به نامرد دل نبندی.
تنهایت گذاشتم تا مهرنیایی را به نری.
شعر.ص.ع
حسام
- ۲۳۷
- ۰۳ اردیبهشت ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط