{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اعترافات شبانه

اعترافات شبانه
پارت ۲
تهیونگ:چرا جواب سوالمو ندادی
ا/ت:حتما شخصی بوده که جواب ندادم (دختره پررو نگا چجوری حرف میزنه 🤣)
تهیونگ:میدونی سر پیچی از حرفای من نتیجه خوبی نداره؟
ا/ت:ههه مگه تو کیی ک باید برام‌ مهم باشه
تهیونگ:من همون مافیای هستم ک رئیس جمهور جلوم دولا میشه و احترام میزاره بچه حالا خم بهتره سوالمو جواب بدی چون قدرت دست منه 😏
ا/ت:ب ب ببخشید. خوب من از وقتی ۱۰ سالم بود مادر و پدرم تو روز تولدم از دنیا رفتن مادرم سرطان داشت و وقتی حالش بد میشه به پدرم زنگ میزنن بره بیمارستان تا پدرم میاد برسه مادرم تموم کرده و پدرم تو راه بیمارستان از دنیا میره و من دقیقا تو روز تولد ۱۰ سالگیم به پرورشگاه منتقل شدم و بی خانواده شدم
تهیونگ:اوم جالبه بدو برو تو ماشین من بشین
ا/ت:برو بابا چرا من باید سوار ماشین تو بشم مگه از جونم سیر ش
تهیونگ نزاشت حرف زدن ا/ت تموم بشه که بلندش کرد و انداختش رو صندلی عقب ماشینش و خودشم نشست تو ماشین و به راننده دستور داد که بره به سمت عمارت خودش.
ویوی تهیونگ:
داشتم میرفتم سمت بار همیشگیم و اعصابمم خورد بود میخواستم برم و یکم استراحت کنم که توی راه به یک دختر کوچولو خوردم دوباره یکی از همون دختر های لوس بود ک همیشه گریه میکنن تا سرشو آورد بالا محو زیبایی اون دوتا تیله مشکیش شدم تا به خودم اومدم دیدم داره از من عزر خواهی میکنه منم کنجکاو شدم چرا اینجا تنهاس این موقع شب اما جوابم رو با کمال پررویی داد برا همین بهش گفتم کی هستم و بهم گفت نمیدونم چرا اما دلم به حالش سوخت و دلم خواست پیش خودم نگهش دارم برا همین به زور گذاشتمش تو ماشین و تا راه خونه هیچ حرفی نزدیم اما نمیدونم چرا انگار حسی بهش داشتم اما نههههه اینا همش توهمه
ویوی ا/ت:
...................
لطفا همایت کنید به خدا دست درد گرفتم هم اینجا مینویسم هم ادامش رو تو دفترم
پس لطفا نظراتتون رو تو کامنت ها بگین 🙂🫸💜🫷🪿
دیدگاه ها (۳)

اخ بیچاره جونگ‌کوک 😂😂چه سوپرایز های خوب و پر باری 😅حمایت کنی...

هعی دلم میخواد آرامش خودمو حفظ کنم اما گوه بیش از حد میخورن ...

اعترافات شبانه پارت ۱ذهن ا/ت:وای چرا این روز نحس تموم نمیشه ...

اعترافات شبانه معرفی☆ژانر:مافیایی،عاشقانهشخصیت ها:ا/ت،تهیونگ...

طراح عشق

پارت ۲: عمو های من مافیان

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط