{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گم شده ها می خوانند ...

گم شده ها می خوانند ...
زیر چتر درخت, روی شاخه ی سرد
حس نو بودن, حس تازه, می آید, آوا
انگار در گوش جهان می خوانند
« آزادیم, آزادیم
می خوانیم, می یابیم»
اردک ها
می روند در پی راه آبی
تا کجا ؟
بودیم, بودن و ماندن, قانون است
تا خدا می خواهد, بودن, قانون است
آرام, پرده ی شب را
می کشد, هوری پاک خدا
به به, عطر شادابی یک غنچه گل می آید
رنگ آب, رنگ شادابی قورباغه های عجیبی ست
که در فاصله ای نا پیدا,می خوانند
شب می آید, آرام
رخنه می اندازد بر پلک
می خواهم آن شب, مهمان باشم

می خواهم از سفره ی دوست, تکه نانی بردارم
به اندازه ی شادابی آواز هرشب!
و به آرامی موج
که از آرامش رفتن و آمدن اردک هاست
آه, باز شبی می آید
و من در طلب نور خدا
دست به دامان طبیعت زده ام
آرام, باید رفت
شاید , پشت درختان
یک پری منتظربود تا نویدی بدهد از صبح
باید بروم, وقت آرام الهی, آمد
شب معراج,
در میان داروگ و اردک و آب
می پرد لحظه ی معراج به درگاه خدا
اما
قورباغه ها همچنان می خوانند!
باید بروم ...
دریاچه راکد , از روشنی آفتاب تا دم دمای تاریکی
شب”و آغازسپیده دم دگر ازصبح خاکستری میخواند یک قافیه ای از مرثیه و از قصیده های قاصدک

/ سعید
دیدگاه ها (۲۳)

✦ اولین گناه ✦فصل سی‌وچهارم: هتل---هتل.کوچک. دنج. اتاقی در ط...

تکپارتی (ولی توی عکس اشتباه شده)وقتی حامله بودی (درخواستی)ا/...

رمان فیک شوگا | آخرین پری ماه و قصر خون‌آشام 🌙🖤پارت ۱۱: «قدر...

بار مثل هر شب شلوغ بود؛ نورهای قرمز و بنفش روی دیوارها می‌رق...

𝑻𝒉𝒆 𝑳𝒂𝒔𝒕 𝑺𝒐𝒏𝒈 𝒐𝒇 𝒕𝒉𝒆 𝑺𝒆𝒂`𝑷𝒂𝒓𝒕`¹هیچ‌کس نمی‌دانست در عمیق‌ترین...

✈️ چند روز بیشترپارت ۷ شب، کنار رودخونه نشسته بودن.هوا خنک ش...

#باران 🦋🫰🏼«بابای مهربانم… نمی‌دانم این نامه را کجا باید پست ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط