{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

❣ ✨ ❣ ✨ ❣ ✨ ❣ آنجا جگرم سوخت که او با دگری بود

❣ ✨ ❣ ✨ ❣ ✨ ❣ آنجا جگرم سوخت که او با دگری بود
لیلای دلم در نظرش خیره سری بود

تا چشم چنین دید مرا گفت به طعنه
اشکی که روان شد ز وفای قمری بود

آنجا به سرم زد که دگر یار نگیرم
آنکس که دم از عشق بزد بی‌هنری بود!

آنجا پر پروانه بسوزد که دگر شمع
تابنده نگردد که وفایش گذری بود

پروانه پرش سوخت و من هم جگرم سوخت
این سوختن از عشق مرا بی‌ثمری بود

ای کاش که با مرگ کند دل سرِ سودا
شاید به دوایش دل ریشم اثری بود 🌹 ❤ ❣ ❤ ❣ ❤ ❣ ❤ ❣ ❤ ❣ ❤ ❣ ❤ ❣ ❤ ❣ ❤ ❣ ❤ ❣ ❤ ❣ ❤ ❣ ❤ ❣ ❤ ❣ ❤ ❣ ❤ ❣ ❤ ❣ ❤ ❣ ❤ ❣ ❤
دیدگاه ها (۲)

آنجا جگرم سوخت که او با دگری بودلیلای دلم در نظرش خیره سری ب...

۱۳. مدیرِ بی‌کفایت، مصونیتِ آهنین ندارد؛ تراز، حسابِ خسارت ر...

۱۳. مدیرِ بی‌کفایت، مصونیتِ آهنین ندارد؛ تراز، حسابِ خسارت ر...

﹘✿゙ ៸ ៸ թ𝚛𝚒𝚗᪲𝚌𝚎𝚜𝚜 ୄୱ 🌸𝆹𝅥‌  ‌ ‌ ‌  ‌  ‌تمام...

«منشورِ اعظمِ دکترینِ حَد: استنطاقِ آنتولوژیکِ ساختار و اِعا...

«منشورِ اعظمِ دکترینِ حَد: استنطاقِ آنتولوژیکِ ساختار و اِعا...

چی شد که روسریت افتاد چرا موهاتو وا کردیبگو زیبای مو وحشی وا...

😆😂#بامداد_خمار #نوید_پورفرج #ترلان_پروانه #دانیال_پورصباح #ع...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط