{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مرا چنان

مرا چنان
به آغوشت بفشار ڪه
در هیچ قصه‌ے اساطیرے
چنین عشقی نیامده باشد
قطره‌قطره ذره‌ذره جانم را بستان
بگذار در آغوش تو آرام بگیرم
اے تمام آرام جانم
دیدگاه ها (۲)

تو را دوست دارم •••بدون آنڪه علتش را بدانممحبتے ڪه علت داشته...

خـامـوشی ام را نِشـان از ..... فراموشـی ام نَـــدان ....م...

.و عشق یعنی کسی که بتوانی نقاب خندان چهره‌ات را برداری و کنا...

من عاشقِ اون روزیمکه با نگاه کردن به چشمای تو شروع بشه... (...

لعنتی، تمام آن ساعت‌ها به این فکر می‌کردم که مگر نمی‌گویند م...

عفریته تاریکی نویسنده مرتضی متقیان

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط