{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

این روزها با دیدن من

این روزها با دیدن من
هیچ گنجشکی بر شاخه ی درخت
باقی نمی ماند

آواز پرندگان
سکوت می شود

پیاده رو ها پر می شوند از
آشناهایی که مرا نمی شناسند

باد ، برگ های زمین خورده را
هراسان بغل می کند و
پا به فرار می گذارد !

خورشید از هرجا که شده
تکه ای ابر پیدا کرده
روی سرش می کشد... عقربه ها روی سینه ی ساعت
خوابشان می برد و
شب ها همه ادای یلدا را در می آورند ...! بی تو آبان ، سرآغاز بی مهریست ....
---
شاعر: #ماجو
عکاس: #هیلدا_حسنی
---
دیدگاه ها (۴)

مـنــ یکـــ دخــترمـ ✔ مـیـبینــمــ ... مـیـفهـممــ ... ✔ ام...

▦ یـکــے از ↲ قــابـلـیــتـام ↱ ایـنـه کـه✘ طــورے مـیـــتون...

ﯾﻬﻮ ﺗﺼﻤﯿﻢ ﻣﯿﮕﯿﺮﯼ ﻋﻮﺽ ﺷﯽپست هاﯼ ﺧﻨﺪﻩ ﺩﺍﺭ ﻣﯿﺰﺍﺭﯼﺗﻮﯼ ﭼﺖ ﻫﻤﺶ ﺁﯾﮑ...

√• فآزْ سنگین •√⇲ مـــــن ⇱ ⇞⇞ﺑــﻪ ﮐﺴـے مےگـــــم⇟⇟ ...

بررسی شعر «فاصله چیه؟» از (نقش) بخش نخستــــــــــــــــــــ...

---### سناریوی: «سایه‌هایی در حافظه‌ی ناخودآگاه»در این دنیای...

در زندگی دیگر ( دوباره مرا پیدا کن ) پارت هفتم : صداهایی مان...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط