{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خدا می داند

خدا می داند
چند نفر
همین ساعت ها
توی اتاقشان باران می آید
سیل راه می افتد و
فردا صبح
مجبورند با لبخند
تظاهر کنند
که هرگز دلشان
برای هیچ کسی تنگ نمی شود...
دیدگاه ها (۱۵)

دیوانه ای در شهر بود…میگفتن از رفتن عشقش دیوانه شده است!روزی...

وقتی یکی باهاتون درد دل میکنه و از شکست عشقیاش میگه ، بدترین...

ﺩﻟﻢ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﺎﺩﺭﻡ ﻣﯿﺴﻮﺯﺩﻋﺼﺒﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﺑﺎﺷﻢﮔﯿﺮ ﮐﻪ ﺑﺪﻫﺪﺗﻨﺪﯼ ﻣﯿﮑﻨﻢﺗﻨﺪ ...

تموم شدن....غمگین ترین فعل دنیاست....و اجباری ترین نیـــز......

تمامِ روز خودم را با هر چیزی سرگرم می‌کنم؛با شلوغی، با آدم‌ه...

بسم الله الرحمن الرحیم باید علما، مسئولان و مدیران این خطبه ...

می‌نویسم برای تویئ که هیچ‌وقت ‍به دست‌ات نمی‌رسد.نه از روی ذ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط