{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اون روزا دوست پسر ته جنایت بود،عشقمون این بود که به بهونه

اون روزا دوست پسر ته جنایت بود،عشقمون این بود که به بهونه خرید بریم سر کوچه و عشقمونو پشت مشتی الوار و خرت پرت نجاری ببینیم،ته خلاف مون این بود که برای مانتو هامون اپل بذاریم. هرچی اپل بزرگتر، طرف فشن تر. یا جوراب گیپور بپوشیم و بعد از عبور از در ورودی دو لا پاچه شلوارمون رو ور بمالیم که جوراب ها مون دیده بشه و قیافه بگیریم که خیلی شیک و به روزیم
ته شیطونی مون این بود که یواشکی سر کلاس پرتقال پوست بکنیم و بخوریم طوری که معلم نفهمه. اونی هم که یه روز هندونه آورد و سر کلاس قاچ کرد، شد قهرمان شجاعت و بی باکی مون.
یادش بخیر اون روزا،عشق بازیای یواشکی،باجه های تلفن،نامه های یواشکی،یادش بخیر


خاطرات خانم پری محبوبی ❤
دیدگاه ها (۱)

🧚‍♀️💗تمام غصه‌ها از همان جایی آغاز میشوند که، ترازو برمیداری...

دوستش دارم فراووون دلیل نفس کشیدنم توییمخاطب خاصم

یادش بخیر بچگیامون« قهر،قهر،تا روزِ قیامت »این زیباترین دروغ...

تو خونه ی ما همیشه ی خدا شیلنگ به شیر آب وصله،چون مادر مدام ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط