پس از سالها آمده ای

〰〰 〰〰

••• پس از سالها آمده ای

روبرویم نشسته ای

و اشک می ریزی

تو انگار نمی دانی

رگبار باران هم

هیچ ماهی روی خاک افتاده ای را

زنده نمیکند •••


〰〰 〰〰
دیدگاه ها (۶)

کاش میدانستم کدام خصوصیتم عاشقت کردکه برای رفتنتصد عیب بر من...

ﻧﻪ ﺣﻮﺻﻠـــﻪ ﯼ ﺩﻭﺳـــﺖ ﺩﺍﺷﺘــﻦ ﺩﺍﺭﻡﻧﻪ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫـــــــﻢ ﮐﺴـﯽ ﺩﻭ...

جالبه همونی که اشکت رو در میارهکه نمیخواد گریهاتو ببینه

ﯾﻪ ﻣﻮﻗﻊ ﻫﺎﯾﯽ ﻧﺒﻮﺩﺷﻮ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺍﺯ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺣﺲ ﻣﯿﮑﻨﯽ...ﺍﻧﮕﺎﺭ ﺗﻮ ﮐﻤﺎﯾﯽ...

شوق دیدار تو را دارم نمی آیی چرامثل باران،تند میبارم نمی آیی...

میدانی درد دارد :))))قفسه ی سینه ام درد دارد دردی مشابه با ش...

بقول نادر ابراهیمی:تورامی خواهمبرای پنجاه سالگیشصت سالگیهفتا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط