{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رفتم از خاطره ها

رفتم از خاطره ها
عشق بکارم درخود
ابری از اشک شوم
تا که ببارم بر خود
دفن کردم
جسد عشق تو را در یادم
یادم آمد
که بی عشق تو من بر بادم
تب تند دوریت
شعد و جودم را خورد
تا لب تیغ جنون
جسم مرا با خود برد................. #شهزاد
دیدگاه ها (۲)

مثل یک لحظه ،عمر آشنائی سر شدرفتی و رفتن تو ، رفتنی دیگر شدت...

تو نباشی شاخه خشک دلم بی برگ استروزگارم در مسیر شعله های مرگ...

در خودم دفن شدم دردل جسمی بی جان روزگارم تاریک ، خاطراتت عر...

آهای روزگارمی چرخی بسیاریک روز پشت به زینیک روزی سوارآهای رو...

🦋دستِ خالی، خواهشِ بیگانه میخواهم چکاربا دلِ پر تردید ویرانه...

چی‌هیونگ بزونش را دراز کرد.. اخم کرد و لپاش را بیشتر باد کرد...

نه احساسی نه آرامشی در سکوت آن اتاق سفید فرو رفته بود تنها ص...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط