میان آینه ها گم شدم
میان آینه ها گم شدم
به تکثیر شکسته های تو در تنم
تا فریاد بزنیم
سکوت جهان را
شعر شدیم
بلند
بلند
شاید
همسایه ها شاملوی دیگری بزایند
که این خانه بوی آخرت گرفت
از آخرین سلام
آخرین واژه ات روی لب هایم
تا دود شوم
در آخرین پک از سیگار
و هفتاد و دو فرسخ دورتر
در اولین خاطره قیام کنم
که چگونه زاده شدم!!
دروغ نگو
آسمانی را رقم نمی زنم
که دوهفت نشسته در شناسنامه ام
تنها کبوتران خسته ای هستند
که پرواز را از خاطر برده اند
پایان جهانی در کار نیست
تا تو در من
من در تو
به ما شدن شک داریم!!
فرقی نمی کند!
هفتصد سال دیگر هم من
آیدایی در آینه نخواهم شد
ما فقط چهره های مکسریم
که بغض لزج دنیا را
بالا
و
پایین میکند
به تکثیر شکسته های تو در تنم
تا فریاد بزنیم
سکوت جهان را
شعر شدیم
بلند
بلند
شاید
همسایه ها شاملوی دیگری بزایند
که این خانه بوی آخرت گرفت
از آخرین سلام
آخرین واژه ات روی لب هایم
تا دود شوم
در آخرین پک از سیگار
و هفتاد و دو فرسخ دورتر
در اولین خاطره قیام کنم
که چگونه زاده شدم!!
دروغ نگو
آسمانی را رقم نمی زنم
که دوهفت نشسته در شناسنامه ام
تنها کبوتران خسته ای هستند
که پرواز را از خاطر برده اند
پایان جهانی در کار نیست
تا تو در من
من در تو
به ما شدن شک داریم!!
فرقی نمی کند!
هفتصد سال دیگر هم من
آیدایی در آینه نخواهم شد
ما فقط چهره های مکسریم
که بغض لزج دنیا را
بالا
و
پایین میکند
- ۷۴۶
- ۲۶ خرداد ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط