khianat duroqin Part
khianat duroqin .. Part20
و یه بوسه روی لپ کوک میزاره و کوک هم پیشونیشو بوس میکنه و از هم خدافزی میکنن و ا/ت به سمت بار میره
ویو ا/ت
نزدیک بار شدم بوی سیگار و الکل و مشروب جات میومد هه عاشق بوشونم
رفتم داخل نگاه هیز مردا رو روی خودم میدیدم با چشم هاشون ادمو حامله میکنن اینا
دنبال بورام و نیلا گشتم یه میز سه نفره رزرو کرده بودن رفتم پیششون و نشستم روی صندلی
بورام.. چجوری بوست کرد؟ با عشق؟
ا/ت.. چی میگی داشتم درمورد بابابزرگم صحبت میکردیم
نیلا.. اره دیدیم(پوزخند)
گارسون اومد(علامت گارسون^)
^چی میل دارین مادام(رو به ا/ت)
ا/ت.. یه ابجو ۶۰ درصدی
^و شما مادام های جذاب
بورام.. دوتا ویسکی ۴۰ درصدی
^الان خدمت میرسم
بعد چند مین سفارش ها رسید
خوردیم ولی هیچ کدوم مست نشدیم
تقریبا ساعت ۸ بود
ا/ت.. بچها بریم دیگه
نیلا.. مگه ددیت نمیاد دنبالمون
بورام.. ولش کن خودمون میریم
به سمت عمارت حرکت کردیم و بعد ۳۰ مین رسیدیم
در عمارت و باز کردم و رفتیم داخل عمارت خیلی تمیز بود اما تزئینات انجام نشده بود فقط باید تزئین میکردیم الان هم ساعت هشت و نیم بود پس رفتیم استراحت کنیم
ویو اد
دختر ها برای استراحت رفتن توی اتاق هاشون و ندیمه ها درحال تمیز کردن حیاط های عمارت بودن ا/ت توی خواب عمیقی فرو رفته بود که الارم گوشیش به صدا در اومد
الارم و قطع کرد و پاشد روتین شبانشو انجام داد و رفت پایین
ویو ات
رفتم پایین بورام و نیلا پایین بودن
ا/ت.. شما کی بیدار شدین
نیلا.. بیدار بودیم
بورام.. بریم که کلی کار داریم
ا/ت.. اینطور که بوش میاد تا صبح بیداریم
بورام.. ساعت دو میریم بخوابیم
نیلا.. خب کی مهمون هارو دعوت میکنه
بورام.. من
ا/ت.. خب بریم واسه تزئینات
ویوا/ت
چون تم عمارت جیگری و مشکی بود گفتم یه تغییری بدیم تمش و سفید طوسی کردم و کلی بادکنک های رنگ سفید و طوسی خریدم
با نیلا سمت وسایل رفتیم بادکنک هارو دادم به یک ندیمه و گفتم همشونو گاز هلیومی بزنن و بیارن تا تزئین هارو شروع کنیم منو نیلاهم دوباره به سمت شرشره ها رفتیم اوفف چقدر بدم میاد از شرشره و کلی چرت و پرت زدیم به عمارت و خونه شده بود محل بازی بچها
نیلا.. یه حس بدی دارم
ا/ت.. منم
نیلا.. نظرت چیه شرشره هارو بکنیم
ا/ت.. دقیقا منم تو همین فکر بودم
به ندیمه ها گفتم شرشره هارو باز کنن
و کارمون تموم شد خونه شیک شده بود زنگ زدم جیمین
شروع مکالمه
ا/ت.. الو داداشی
جیمین.. سلام جوجه خوبی
ا/ت.. ممنون تو خوبی کوک خوبه
جیمین.. اره خوبیم جانم کار داشتی
ا/ت.. داداش یه چقدری الکل میخوام میتونی جور کنی؟
جیمین.. حتما واس جشن میخوای
ا/ت.. اره داداشی
جیمین.. چقدر باشه
ا/ت.. در حدی باشه بتونیم ۱۰۰۰ نفر و بس کنیم
جیمین.. چه خبرهههه
ا/ت.. داداشی دیگهههه
جیمین.. باشه برای کی میخوای
ا/ت.. فردا
جیمین.. اوهههه باشه جور میکنم
ا/ت.. مرسی داداش جونم مواظب خودتون باشید شب بخیر
جیمین.. بابای جوجه
پایان مکالمه
به سمت بورام رفتم
ا/ت.. چیشد حله؟
بورام.. همه اوکی دادن تو چیکار کردی
ا/ت.. منم همه جیو ردیف کردم
نیلا.. بریم بخوابیم که خیلی خوابم میاد
ا/ت.. گرفتممممم
بورام.. چیو
ا/ت.. عروس خانوم مختص یونگیه
نیلا.. جذابه خوشتیپه؟(استرسی و خوشحال)
ا/ت.. اصلا اوووف ولی اونم مث تو خوابالو عه
نیلا.. چه بهتر حالا بریم بخوابیم که مردممم
بورام.. شام نمیخورین؟
ا/ت.. کی حوصله داره بریم بخوابیم که خیلی خستم...
خماری
و یه بوسه روی لپ کوک میزاره و کوک هم پیشونیشو بوس میکنه و از هم خدافزی میکنن و ا/ت به سمت بار میره
ویو ا/ت
نزدیک بار شدم بوی سیگار و الکل و مشروب جات میومد هه عاشق بوشونم
رفتم داخل نگاه هیز مردا رو روی خودم میدیدم با چشم هاشون ادمو حامله میکنن اینا
دنبال بورام و نیلا گشتم یه میز سه نفره رزرو کرده بودن رفتم پیششون و نشستم روی صندلی
بورام.. چجوری بوست کرد؟ با عشق؟
ا/ت.. چی میگی داشتم درمورد بابابزرگم صحبت میکردیم
نیلا.. اره دیدیم(پوزخند)
گارسون اومد(علامت گارسون^)
^چی میل دارین مادام(رو به ا/ت)
ا/ت.. یه ابجو ۶۰ درصدی
^و شما مادام های جذاب
بورام.. دوتا ویسکی ۴۰ درصدی
^الان خدمت میرسم
بعد چند مین سفارش ها رسید
خوردیم ولی هیچ کدوم مست نشدیم
تقریبا ساعت ۸ بود
ا/ت.. بچها بریم دیگه
نیلا.. مگه ددیت نمیاد دنبالمون
بورام.. ولش کن خودمون میریم
به سمت عمارت حرکت کردیم و بعد ۳۰ مین رسیدیم
در عمارت و باز کردم و رفتیم داخل عمارت خیلی تمیز بود اما تزئینات انجام نشده بود فقط باید تزئین میکردیم الان هم ساعت هشت و نیم بود پس رفتیم استراحت کنیم
ویو اد
دختر ها برای استراحت رفتن توی اتاق هاشون و ندیمه ها درحال تمیز کردن حیاط های عمارت بودن ا/ت توی خواب عمیقی فرو رفته بود که الارم گوشیش به صدا در اومد
الارم و قطع کرد و پاشد روتین شبانشو انجام داد و رفت پایین
ویو ات
رفتم پایین بورام و نیلا پایین بودن
ا/ت.. شما کی بیدار شدین
نیلا.. بیدار بودیم
بورام.. بریم که کلی کار داریم
ا/ت.. اینطور که بوش میاد تا صبح بیداریم
بورام.. ساعت دو میریم بخوابیم
نیلا.. خب کی مهمون هارو دعوت میکنه
بورام.. من
ا/ت.. خب بریم واسه تزئینات
ویوا/ت
چون تم عمارت جیگری و مشکی بود گفتم یه تغییری بدیم تمش و سفید طوسی کردم و کلی بادکنک های رنگ سفید و طوسی خریدم
با نیلا سمت وسایل رفتیم بادکنک هارو دادم به یک ندیمه و گفتم همشونو گاز هلیومی بزنن و بیارن تا تزئین هارو شروع کنیم منو نیلاهم دوباره به سمت شرشره ها رفتیم اوفف چقدر بدم میاد از شرشره و کلی چرت و پرت زدیم به عمارت و خونه شده بود محل بازی بچها
نیلا.. یه حس بدی دارم
ا/ت.. منم
نیلا.. نظرت چیه شرشره هارو بکنیم
ا/ت.. دقیقا منم تو همین فکر بودم
به ندیمه ها گفتم شرشره هارو باز کنن
و کارمون تموم شد خونه شیک شده بود زنگ زدم جیمین
شروع مکالمه
ا/ت.. الو داداشی
جیمین.. سلام جوجه خوبی
ا/ت.. ممنون تو خوبی کوک خوبه
جیمین.. اره خوبیم جانم کار داشتی
ا/ت.. داداش یه چقدری الکل میخوام میتونی جور کنی؟
جیمین.. حتما واس جشن میخوای
ا/ت.. اره داداشی
جیمین.. چقدر باشه
ا/ت.. در حدی باشه بتونیم ۱۰۰۰ نفر و بس کنیم
جیمین.. چه خبرهههه
ا/ت.. داداشی دیگهههه
جیمین.. باشه برای کی میخوای
ا/ت.. فردا
جیمین.. اوهههه باشه جور میکنم
ا/ت.. مرسی داداش جونم مواظب خودتون باشید شب بخیر
جیمین.. بابای جوجه
پایان مکالمه
به سمت بورام رفتم
ا/ت.. چیشد حله؟
بورام.. همه اوکی دادن تو چیکار کردی
ا/ت.. منم همه جیو ردیف کردم
نیلا.. بریم بخوابیم که خیلی خوابم میاد
ا/ت.. گرفتممممم
بورام.. چیو
ا/ت.. عروس خانوم مختص یونگیه
نیلا.. جذابه خوشتیپه؟(استرسی و خوشحال)
ا/ت.. اصلا اوووف ولی اونم مث تو خوابالو عه
نیلا.. چه بهتر حالا بریم بخوابیم که مردممم
بورام.. شام نمیخورین؟
ا/ت.. کی حوصله داره بریم بخوابیم که خیلی خستم...
خماری
- ۸۴۶
- ۱۱ دی ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط