من همان گرگ تنهای بیابانم، که شبی کفتارها مرا دریدند.!تنه
من همان گرگ تنهای بیابانم، که شبی کفتارها مرا دریدند.!تنها بودم:چون همه رهایم کردند. (گله گوسفندان از ترسشان،و گله گرگها هم:بخاطر ندریدن یک بره.)خیالی نیست ؛با پهلویی که دریده اند، تنها می روم:به گورستان سگها؛می خواهم در میان باوفایان آسوده بخوابم.!! از کفتارها هم گله نمی کنم،جز حسادت!!!....(نامرد بودند.، ولی با هم بودند.). من خودم که عاشق گرگم میخوام اگه ی روزی مردم به دست گرگ بمیرم...!:-( :-(
- ۲.۶k
- ۱۲ بهمن ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۳۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط