{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پـارت ②①

پـارت ②①


✰آریانـا✰

وااای نمیدونم امروز چه لباسی بپوشم کل کمدم و زیر و رو کردم
اووف .....
خب از پرهام میپرسم ببینم چه رنگی میخواد بپوشه تا ست کنیم.

✰پـرهام✰

میخواستم زنگ بزنم به آریانا تا ببینم چی امروز میپوشه
که گوشیم زنگ خورد نگاه کردم دیدم نوشتـه:مای لاو


دکمه سبز و زدم و گفتم:سلام به خوشگل ترین دختر روی زمین حال شما؟
آریانا:بـه سلام به خوشتیپ ترین پسر روی زمین خوبم ممنون تو چطوری؟
-چون تو خوبی منم خوبم کاری داشتی زنگ زدی؟
آریانا:آ راستش خب چجوری بگم؟
-همینطوری بگو دیگه
یک نفس عمیق کشید و تندی گفت:چی میپوشی و چه رنگی ؟
تک خنده ریزی کردم و گفتم:ای شیطون میخوای باهام ست کنی؟
آریانا:اوهوم.
-خب چه رنگی دوست داری؟
آریانا:اوم خب من آبی آسمونی.
-باشه پس آبی آسمونی میپوشم.
آریانا:باشه پس میبینمت.
-میبوسمت بای.

✰مـارال✰

همینطور که داشتم آهنگ گوش میدادم و قر ریز میومدم تو فکر این بودم چی باید بپوشم.
خب اینکه تکراریه.
این لباسه هم از مد افتاده .
اینم که رنگش خیلی جیغه.
اینم که بهم نمیاد.
و این آره خود خودشه.

یه لباس اسپرت و خفن مشکی که تا حالا نپوشیدمش عالیه.
یعنی سامیار این رنگی دوست داره .
آره بابا همش داره مشکی میپوشه انگار یکی مرده.
واای و ـ ای مـن چی میگم مارال بفهم داری چی میگی اصلا سامیار چیکاره ی تو هااا؟

✰سامـیـار✰

رفتـم سمـت کـمدم و بین اون همه لباس مشکی که داشتم یکیش که از همه شیک تره و انتخاب کردم و پوشیدم.

یعنی کل کمد من لباساش مشکیه.
از وقـتـی که ولـم کـرد و رفـت
از اون موقعی که عـشـقم و دست تو دست یک پسر دیدم و دو روز دیگه خبر ازدواجشون رسید.
عزادار شدم عزادار عشقی که پسم زد عزادار عشقی که من و نخواست..
هیچوقـت یادم نـمیره مـوقـعـی که رفـتم عروسیـشـ و بـراش قـشـنـگ ترین سـرویس کریستال و بردم و انداختم گردنش و به خودش و شوهرش
تبریک گفتم.
از اون موقـع از همه دخترا بدم میـاد.
از همـشـون.

روز اولـی که مـارال و دیدم یک لحظه فکر کردم فریال(عشقش)
خیلی خودم و کنترل کردم چیزی نگم و فقط نگاش کردم
از تمام حرکاتی که مارال میکنه یاد فریال میفتم.
شیطنتاش،خندیدناش،لوس بازیاش و....
اما این یکی دیگست چرا باید عین اون باشــه.
این دختر پاکــه.
اصلا الان وقت اینا نیست بیخیال برم.


پـارت ویژه نداریم.
لایک و کامنت فراموش نشه.
دیدگاه ها (۱)

•┄┄┅┄✧📒🌤✧┄┅┄┄•• #گوسفند_منه🐏🌼 •• #Part_2فینی کردم و سرم و از...

Pat:6اسم: عاشق چشماش شدمجونگکوک . سرم و اوردم بالا و با خنده...

اوکی باشه، من کصکشم،کصننم، بچه آپارتی هستم،دهنمم گاییدید، آر...

عشق پنهان در جادویی تاریک پارت ۲پرتش کردم سمت هیولا و رفتم س...

From hate to lovePart: 7گفتم: _ تواز کجا میدونی؟& امم خب از ...

رومان روز برفی (پارت3)از از زبان ات اصلا دیشب نفھمیدم کہ چہ ...

رمان :تا وقتی که عاشقت شدم

سقوط درخشان یک دیوانه پارت ۳۰مروارید با دهن باز و چشمای گرد ...

رمان تو خود منی

محو زیبایی او پارت ۵۲ویو رزا بهوش اومدم توی خونه بودم خونههه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط