با یک دستم چترم زا برمیدارم با دست دیگرم دست ترا میگیرم..
با یک دستم چترم زا برمیدارم با دست دیگرم دست ترا میگیرم...توی خیابان با هم قدم میزنیم..مثل کودکی هایمان پاهایمان رو تو چاله آب میکوبیم..میخندیم بلند بلند..از جلوی ویترین مغازه های شهر رد میشویم..
راستی این روزها مردم چقدر خوشحال وخندان هستند..همه نگاه ها به سمت من است انگار تورا نمیبینند انگار تو نیستی. همان بهتر که ترا نمیبینند دوست ندارم چشم احدی به تو بیفتد...
همه زندگیم..جونم فدات..
راستی این روزها مردم چقدر خوشحال وخندان هستند..همه نگاه ها به سمت من است انگار تورا نمیبینند انگار تو نیستی. همان بهتر که ترا نمیبینند دوست ندارم چشم احدی به تو بیفتد...
همه زندگیم..جونم فدات..
- ۴۵۸
- ۱۷ اردیبهشت ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط