{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#فیک_بی_تی_اس

#فیک_بی_تی_اس
#کوک
اسم: #بازی_مرگ
پارت: #چهارم



《خب خوشگلا.....
سلام
پارت های این فیک رو <بازی مرگ> بخاطر درخواست های چندتا کیوت ادامه میدم
حمایت شه♡》


بریم که وقت فیکمونههههه🫠😝🎀


ویو سوآه:
ترسیده بودم واقعا
دور خودم میچرخیدم
جیغ میزدم؟اره جوری که حنجرم درد گرفته بود ولی هیچ کسی صدامو نمیشنید یا بهتر بگم کسی نبود که صدامو بشنوه
از تقلا و تلاش خسته شدم
برای همین یه جا نشستم که صدای زوزه گرگ بلند شد از ترسی که داشتم به خودم پیچیدم
دستامو گذاشتم رو سرم و شروع کردم به گریه کردم
کاش هیچ وقت همراه سوهی نمیومدم
اصلا سوهی کجاست؟
متوجه شده که گم شدم؟
اون چی؟
اونم گم شده؟
تو خودم جمع شده و بودم و گربه میکردم کا احساس کردم یکی جلومه و صدای پایی شنیدم
چشمام رو با هراس باز کردم
کسی نبود ولی چرا صدای پا می‌شنیدم
بلند شدم که فرار کنم ولی جسمی سوزنی به گردنم خورد و چیزی نفهمیدم.......



ویو کوک:
داشتم برای خودم توی جنگل قدم میزدم که بوی خون شیرینی حس کردم
بو رو دنبال کردم و به دختر کوچولویی برخوردم که تو خودش جمع شده بود و گریه میکرد
فک کنم متوجه شده بود که یکی جلوشه برای همین بلند شد
میخواست فرار کنه که نزاشتم و ...........




پارت بعدی رو بزارم؟
دیدگاه ها (۱)

شیر زن ایرانیماشالله

این برا خیلی وقت پیشهلطفا زیرش گوه نخورین🫠🤣

پارت ۲ویو جیوولباسم رو پوشیدم و رفتم مدرسهتو راه بودم و فقط ...

همخونه اجباری... پارت 129"ویو پارک دوین"داشتم پرونده‌ها رو م...

مترجم یه دنده پارت 2تند تر قدم برداشتم صدای بلند سامیار از پ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط