{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من و خدا سوار یک دوچرخه شدیم. من اشتباه کردم و جلو نشستم

من و خدا سوار یک دوچرخه شدیم. من اشتباه کردم و جلو نشستم و خدا عقب. فرمان دست من بود و سر دوراهی ها دلهره مرا می گرفت. تا این که جایمان را عوض کردیم. حالا آرام شدم و هر وقت از او می پرسم که کجا می رویم؟ برمیگردد و با لبخند می گوید:
"تو فقط رکاب بزن"
? لبخندبزن: وقتی با خانواده ات دور. هم جمع شده ا?
خیلی ها هستند آرزوی داشتن خانواده را دارند...!
? لبخند بزن: وقتی داری سرکارت میروی..?
خیلی ها هستند دربدر بدنبال کار وشغل هستند.
دیدگاه ها (۲)

دیدم چندوقته بخش سیاست بخش نزاع بین طرفدارای راست وچپه!!!!! ...

با دوستان مروت....... با دشمنان غودااااااااااااااا.............

: تو جاده داری میری تابلو زده "خطر ریزش کوه"خو الان دقیقا چ...

عکس خانوادگیییییییییییییی!!!!!!!!!.............................

آرزوی دیدارت را دارم... پارت 49["ویو جونگ‌کوک"]هیچ‌وقت از گر...

آرزوی دیدارت را دارم.. پارت 70[هشت ماه بعد]["ویو جونگ‌کوک"]م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط