همچنان بی نام و نشانه...
همچنان بی نام و نشانه...
پارت ⁵
ویو کایا
گم شدیم رفتیم بلیط گرفتیم و وسایلمون رو جمع کردیم و سوار هواپیما شدیم
مری هم دوست عزیزمون باهامون اومده بود و صندلیش کنار صندلی ما بود
تو هواپیما آهنگ گذاشتم و میخواستم بلند شم بندری برقصم که کیوکا دستمو گرفت و نشوندم رو صندلی هواپیما
کیوکا: هوشششسس الاغغغغغغغغغغغغغ تو هواپیماییم هااااااااااا
کایا: به درکککککککککککک میخوام برقصممممممم
کیوکا: بمیررررررررررررر
مری هم داشت بهمون میخندید
کایا: یه خدا اگه بخوای فوشمون بدی با آلومینیوم هواپیما یکیت میکنم!
مری خفه شد...
بعد چند ساعت رسیدیم توکیو و من نمیدونم چقد بود چون گرفته بودم کپیده بودم
کیوکا: هوی بزغاله پاشو
کایا: خررررررررررررررر پفففففففففف
کیوکا: بزغالههههههههه
کایا: خررررررررررررررررررررررررر پففففففففففففففففففففف خرررررررررررررررررررررررررررر پففففففففففففففففففففف خرررررررررررررررررررررررررررر پففففففففففففففففففففف خرررررررررررررررررررررررررررر پففففففففففففففففففففف
یه دفعه یه چیزی ریخته شد پس کله م
کایا: هااا چیه چی شده بیسمیله اسرائیل حمله کرد؟ آمریکا حمله کرد؟ وعده صادق پنج شروع شد؟ من نمیخوام بمیرممممممم(فارسی)
کیوکا: گم شو ببینم اسکلللللل رسیدیممممممم
از هواپیما پیاده شدیم
کایا: عااااااااااااااااااااااااا توکیوووووووووووو سلاممممممممممم
کیوکا: 🤦🏻♀️
خلاصه رفتیم یه واحد تو یه هتل گرفتیم و سه نفری توش پلاس شدیم
روز بعد نری گفت بریم بهش ژاپنی یاد بدیم
(اینجا با هم فرانسوی حرف میزنن هاااا جهت یادآوری)
ویو نویسنده
کایا: خب ببین دوست عزیزم، اول از سلام علیک شروع میکنم: کنیچیوا یعنی سلام. تکرار کن
مری:گنیجیبا
کیوکا: نه، ببین: کـ...ـنـ...ـیـ...ـچـ...ـیـ...ـو...ا
مری: گـ...ـنـ...ـیـ...ـجـ...ـیـ...ـبـ...ـا
کایا:🤦🏻♀️
کایا: بیا بریم بعدی
کیوکا: سایونارا یعنی خداحافظ
مری: زایومارا
کایا: نههههههه سا.... یو... نا..... را
مری: زا..... یو....... ما...... را
کیوکا: 🤦🏻♀️
کیوکا: زندگی چقد بیرحمه
و ما اینجا مری رو داریم که داره تو دلش بهشون میخنده: حیح حیح من خودم انقد انیمه دیدم ژاپنی یاد دارم چقد کیف داره اذیت کنی حیح حیح حیح
خلاصه چند ماه میگذره اینا مثلا به مری ژاپنی یاد میدن👁👄👁
یکی دوماه هم میشه که اینا میرن دانشگاه و الان دارن تو خونه شون بندری میرقصن
بعد بندری رقصیدن
کایا: میگم الان بونتن ساخته شده؟(فارسی)
کیوکا: اصن تو کدوم خط زمانی ایم؟(فارسی)
کایا: چه بدونم دارم از تو میپرسم(فارسی)
کیوکا: بمیری ایشالا(فارسی)
و ما مری رو داریم که روحشم خبر نداره اینا چه زبونی دارن میحرفن
~~~~~
تمامممم
حمایت؟
#انیمه
#توکیو_ریونجرز
#مایکی
پارت ⁵
ویو کایا
گم شدیم رفتیم بلیط گرفتیم و وسایلمون رو جمع کردیم و سوار هواپیما شدیم
مری هم دوست عزیزمون باهامون اومده بود و صندلیش کنار صندلی ما بود
تو هواپیما آهنگ گذاشتم و میخواستم بلند شم بندری برقصم که کیوکا دستمو گرفت و نشوندم رو صندلی هواپیما
کیوکا: هوشششسس الاغغغغغغغغغغغغغ تو هواپیماییم هااااااااااا
کایا: به درکککککککککککک میخوام برقصممممممم
کیوکا: بمیررررررررررررر
مری هم داشت بهمون میخندید
کایا: یه خدا اگه بخوای فوشمون بدی با آلومینیوم هواپیما یکیت میکنم!
مری خفه شد...
بعد چند ساعت رسیدیم توکیو و من نمیدونم چقد بود چون گرفته بودم کپیده بودم
کیوکا: هوی بزغاله پاشو
کایا: خررررررررررررررر پفففففففففف
کیوکا: بزغالههههههههه
کایا: خررررررررررررررررررررررررر پففففففففففففففففففففف خرررررررررررررررررررررررررررر پففففففففففففففففففففف خرررررررررررررررررررررررررررر پففففففففففففففففففففف خرررررررررررررررررررررررررررر پففففففففففففففففففففف
یه دفعه یه چیزی ریخته شد پس کله م
کایا: هااا چیه چی شده بیسمیله اسرائیل حمله کرد؟ آمریکا حمله کرد؟ وعده صادق پنج شروع شد؟ من نمیخوام بمیرممممممم(فارسی)
کیوکا: گم شو ببینم اسکلللللل رسیدیممممممم
از هواپیما پیاده شدیم
کایا: عااااااااااااااااااااااااا توکیوووووووووووو سلاممممممممممم
کیوکا: 🤦🏻♀️
خلاصه رفتیم یه واحد تو یه هتل گرفتیم و سه نفری توش پلاس شدیم
روز بعد نری گفت بریم بهش ژاپنی یاد بدیم
(اینجا با هم فرانسوی حرف میزنن هاااا جهت یادآوری)
ویو نویسنده
کایا: خب ببین دوست عزیزم، اول از سلام علیک شروع میکنم: کنیچیوا یعنی سلام. تکرار کن
مری:گنیجیبا
کیوکا: نه، ببین: کـ...ـنـ...ـیـ...ـچـ...ـیـ...ـو...ا
مری: گـ...ـنـ...ـیـ...ـجـ...ـیـ...ـبـ...ـا
کایا:🤦🏻♀️
کایا: بیا بریم بعدی
کیوکا: سایونارا یعنی خداحافظ
مری: زایومارا
کایا: نههههههه سا.... یو... نا..... را
مری: زا..... یو....... ما...... را
کیوکا: 🤦🏻♀️
کیوکا: زندگی چقد بیرحمه
و ما اینجا مری رو داریم که داره تو دلش بهشون میخنده: حیح حیح من خودم انقد انیمه دیدم ژاپنی یاد دارم چقد کیف داره اذیت کنی حیح حیح حیح
خلاصه چند ماه میگذره اینا مثلا به مری ژاپنی یاد میدن👁👄👁
یکی دوماه هم میشه که اینا میرن دانشگاه و الان دارن تو خونه شون بندری میرقصن
بعد بندری رقصیدن
کایا: میگم الان بونتن ساخته شده؟(فارسی)
کیوکا: اصن تو کدوم خط زمانی ایم؟(فارسی)
کایا: چه بدونم دارم از تو میپرسم(فارسی)
کیوکا: بمیری ایشالا(فارسی)
و ما مری رو داریم که روحشم خبر نداره اینا چه زبونی دارن میحرفن
~~~~~
تمامممم
حمایت؟
#انیمه
#توکیو_ریونجرز
#مایکی
- ۳۲۴
- ۲۶ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط