{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Impossible dream-رویای محال

Impossible dream-رویای محال
ep18
پانی*
یا خدا این می خواد چیکار کنه داشتم منو نزدیک صورتش میبرد که در وا شد وای خدا شکرت درجا پریدم بیرون
سوهو:چیکار میکردید ؟!!
من:ه..هیچی
از اتاق زدم بیرون و رفتم پیش مریم وای خدا رنگم سفید شده از ترس میلرزیدم
یه نگاه پر ترس به مریم انداختم
مری:فاطی چته ؟!!
من:ها؟؟خب..
یهو بکهیون کنار ظاهر شد و با یه خنده مربعی ضایع بهم زل زد
من:وا مریم این چشه
 قبل از اینکه مریم جواب بده اومد کنارم وایسادو شونه امو گرفت و منو به خودش چسبوند حالا با این چسبوندن کاری ندارم ولی خدایا چرا من و کوته آفریدی الان کنار این که مثلا قد کوتاه گروهشونه به اندازه یه فنچم چراااا
بکهیون سرشو کنار گوشم اورد و با لحن مرموزی گفت:خانومم چه کری داره ؟!!؟
من:ها!!؟؟
بکی:سه تا بچه تو یه سال
حالا دوهزاریم افتاد با یه حرکت خودمو از بین دستاش آزاد کردمو گفتم: مریم زنده ات نمی دارم
افتادم دنبالش 
من(به فارسی):بیشعور آشغال ایشالله لوهان جرت بده تو یه ماه ده تا بزایی
مریم غش غش میخندید و میدویید
من:گمشو بیا این جا
مری بلند بلند خندید: چطور هم گمشم هم بیام پیشت
بکهیونم که علت دعوامو می دونست با مریم غش غش میخندید اما بقیه علامت سوال بودن مریم رفت طبقه بالا دنبالش رفتم ولی از شانس گهم. کای جلو ظاهر شد سعی کردم زیاد محل نزارم ولی رنگم سفید شد رفتم دنبال مریم
دیدگاه ها (۴)

Impossible dream-رویای محالep19رفته بود پشت لوهان و کریس رفت...

Impossible dream-رویای محالep19مریم اومد رد شد و دست تکون دا...

سوالای کتاب مطالعات سوم ابتدایی سوال از این سخت تر نبود بزن

جذاب ترین معلم ها خانوم اکسانا نوسلایا آقای پیترو بوسلی 😍 😍 ...

ارباب خشن من ۸

پسر بد (25)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط