با گوشه ی چشمی همه ی بار و برم سوخت
با گوشه ی چشمی همه ی بار و برم سوخت
آتش به دلم ریخت و کل ثمرم سوخت
در هیبت شاهین به شکار آمده بودم
تا بال گشودم همه ی بال و پرم سوخت
افسوس که فهمید سرم پُر شده از او
یک باغ گُلِ سرخ در اعماق سرم سوخت
گفتند که عشق آب حیات است، بنوشید
نوشیدم و ناگاه تمامِ جگرم سوخت
سیاره ی بی ماه ندیدید؟ منم، من
چون غرق تماشا شده بودم قمرم سوخت
فرصت نشد از دل به زبانم برسد عشق
اما پدر اندر پدر اندر پدرم سوخت
آتش به دلم ریخت و کل ثمرم سوخت
در هیبت شاهین به شکار آمده بودم
تا بال گشودم همه ی بال و پرم سوخت
افسوس که فهمید سرم پُر شده از او
یک باغ گُلِ سرخ در اعماق سرم سوخت
گفتند که عشق آب حیات است، بنوشید
نوشیدم و ناگاه تمامِ جگرم سوخت
سیاره ی بی ماه ندیدید؟ منم، من
چون غرق تماشا شده بودم قمرم سوخت
فرصت نشد از دل به زبانم برسد عشق
اما پدر اندر پدر اندر پدرم سوخت
- ۴.۷k
- ۱۷ اردیبهشت ۱۴۰۰
دیدگاه ها (۲۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط