{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

با گوشه ی چشمی همه ی بار و برم سوخت

با گوشه ی چشمی همه ی بار و برم سوخت
آتش به دلم ریخت و کل ثمرم سوخت
در هیبت شاهین به شکار آمده بودم
تا بال گشودم همه ی بال و پرم سوخت
افسوس که فهمید سرم پُر شده از او
یک باغ گُلِ سرخ در اعماق سرم سوخت
گفتند که عشق آب حیات است، بنوشید
نوشیدم و ناگاه تمامِ جگرم سوخت
سیاره ی بی ماه ندیدید؟ منم، من
چون غرق تماشا شده بودم قمرم سوخت
فرصت نشد از دل به زبانم برسد عشق
اما پدر اندر پدر اندر پدرم سوخت
دیدگاه ها (۲۶)

آن دم که مرا چشمکچشمان خمارت خبرم کرد یک عمر مرا حسرت بوسیدن...

آندم که مرا چشمک چشمان خمارت خبرم کرد یک عمر مرا حسرت بوسیدن...

آندم که مرا چشمک چشمان خمارت خبرم کرد یک عمر مرا حسرت بوسیدن...

❤ ️❤ ️آندم که مرا چشمک چشمان خمارت خبرم کرد یک عمر مرا حسرت ...

آندم که مرا چشمک چشمان خمارت خبرم کرد یک عمر مرا حسرت بوسیدن...

آندم که مرا چشمک چشمان خمارت خبرم کرد یک عمر مرا حسرت بوسیدن...

دوباره بغض گلو گیر و اشکِ چشم ترمدوباره پرسشم این است، می رو...

دوباره بغض گلو گیر و اشکِ چشم ترمدوباره پرسشم این است، می رو...

مثل غارت زده ها هستم و بی بال و پرمسایه لطف شما بود که آمد ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط