{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چندپارتی (یونگی)

چندپارتی (یونگی)
یونگی:۲۰آت:۱۹
آت
عرق داشت از پیشونیم به سمت پایین حرکت میکرد.دیگه نایی برای ادامه نداشتم.دیر وقت بود که دکتر جانگ گفت:جانگ: بچهها دستگاه تنفسی برای جلسهی بعد یه مرور کوتاه داشته باشید میخوایم جلسهی بعد اونو برسی کنیم همه تایید کردن و کلاس تموم شد من رزدینت سال اول بیمارستان سئول هستم و چند جلسهای قسمت کالبد شکافی شروع شده و شبها خیلی دیر وقت تموم میشه امشب هم مثل چند جلسهی قبل ساعت نزدیک دو شب تموم شد به سمت خونه راه افتادم.من تنهایی زندگی میکنم چون پدرم یک تاجره و الان با برادرم و مادرم خارج از کشورند.خیابون ها خالیتر از هر وقتی بودند و فقط گربههای خیابونی داشتند توش پرسه میزدند برای رفتن به خونه باید از یه پارک عبور میکردم وبه خونه میرسیدم گرسنم بودو چون اون موقع شب حال درست کردن غذا نداشتم توی یکی از بوفههای پارک یه بسته اسنک خریدم و بازش کردم تا یکم سیرم کنه و شروع کردم به خوردنش داشتم آروم راه میرفتم که

ادامه دارد....
دیدگاه ها (۰)

چندپارتی (یونگی)

چندپارتی (یونگی)

وای🌚

اون مال منه

ددی فاکرم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط