{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

‏با بابام رفته بودیم گاوداری داییم. یهو داییم تتوی روی با

‏با بابام رفته بودیم گاوداری داییم. یهو داییم تتوی روی بازومو دید گفت مسعود این چیه؟
بابام با حرص گفت کار منه. داشتیم میومدیم اینجا روش علامت زدم با گاوای شما قاطی نشه😂
#طنز
دیدگاه ها (۷)

‏میخواستم برم عیادت مریض دوتا کمپوت اناناس گرفتم ١٠٠ هزارتوم...

یه بار جلو بیمارستان بوق زدمپلیس اومد جریمم کنه گفتم؛ آدم که...

ظالمانه ترین دروغ ها با سکوت کردن گفته می شود. #دیالوگ

من معتقدم پدر اسکلت یک بدن استپسر پوست بدن! مادر قلب ...دختر...

his favorite strawberry

وقتی هم دانشگاهی هستین و فلیکس عاشقت میشه

لانگ فیکشن از سونگمین/p7_end

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط