{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تو را خودم چشم زدم

تو را خودم چشم زدم

بس که نوشتمت میان شعر هایم

بی‌آنکه

اسپند بچرخانم

میان واژه‌ها . . .
دیدگاه ها (۷)

آغوش تو که باشد...خواب دیگر بهانه ای برای خستگی نیست...!و تپ...

مینـــویســــم سـرشـــار از عـشـــقبـــرای تـــویــی کـــه ه...

دلـــمــــ  بـــرایـــ  خــــودمــ  تــنـــگـــ  شــــدهــ  ...

خدایا لباس عید نمیخوام!یک کفن دارم همونو تنم کن میخوام بیام ...

⁨من از خودم بیش‌ از همه رنجیده‌ام،آریاز چشم‌هایم بس که می‌با...

C᭄ᥫ᭡در وصف #چشم هاش بهش بگین:شاعرانه هايم را ...؟با چشمانِ ب...

به.نام.پناهی.که.دیگر.نیستاما.... خاطراتش برای همیشه در بند ب...

با اجازه غزلی تازه فدایت کردمبر سر سجده نه در شعر دعایت كردم...

ناز کن شیرین غزل بس ناز دارد چشم توحس لذت آور شهناز دارد چشم...

عاشقانه های شبنم

•••خدای‌ مهربانم!میان‌ تمام‌ شکستگی‌هایم،تو را‌ یافتم...که د...

سهراب سپهری

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط