{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

قلب یخی

قلب یخی
پارت ۸
ببینید چه ادمین خوبیم براتون توی یک روز دوتا پارت گذاشتم 😌

از زبان ا/ت:
وقتی بیدار شدم و کوک رو توی وان دیدم خیلی ترسیدم چون فکر کردم دوباره میخواد اون کارو باهام انجام بده اما خداروشکر اون چیزی که فکر میکردم نبود سریع پاشدم و رفتم لباسام رو پوشیدم و رفتم طبقه ی پایین جونگ کوک روی مبل نشسته بود(بعضی وقتا جونگ کوک رو می‌نویسم کوک) منم رفتم نشستم روی مبل
جونگ کوک: فردا یک مهمونی خانوادگی هست میای باهم بریم؟
سریع مخالفت کردم عمرا بذارم اون اتفاق دوباره تکرار بشه
ا/ت: نه نه نه اصلا
جونگ کوک: چرا آخه
ا/ت: چون...چون که دوست ندارم
جونگ کوک: گفتم یک مهمونی خانوادگی نه بار و کلاب
ا/ت: اصلا هرچی من نمیام
جونگ کوک: ببین ا/ت، من میدونم که میترسی اون اتفاق دوباره تکرار بشه اما اصلا نگران نباش بمیرمم نمیذارم دوباره این اتفاق بیفته حواسم کاملا هست
ا/ت: آخه...آخه من چرا باید بیام
جونگ کوک: چون مهمونی خانوادگیه باید آیلین رو هم ببرم پس اونجا نمیشه هم حواسم به بقیه باشه هم به آیلین پس تو هم بیا که ازش مراقبت کنی
ا/ت: خب من به عنوان کی بیام
جونگ کوک: راستش رو میگم، میگم پرستار آیلین هستی دروغ هم که نیست راسته تو واقعا پرستار آیلین هستی
ا/ت: باشه، من میرم تو اتاقم
جونگ کوک: باشه
رفتم طبقه ی بالا اما اینقدر غرق افکارم شده بودم که در رو اشتباهی باز کردم و با یک جای کاملا وحشتناک رو به رو شدم ظاهرا اتاق شکنجه بود چند نفر که کاملا خونی بودن افتاده بودن روی زمین و یک آتیش بزرگ روشن بود و هزاران نوع وسیله ی شکنجه بود میله داغ، دار، شلاق، سوزن، چاقو، یک قابلمه پر آب جوش
ا/ت: جیغغغغغغغغ
سریع در رو بستم و وارد اتاق خودم شدم از ترس گریم گرفته بود
جونگ کوک: چیشدددد؟؟؟
سریع اومد توی اتاقم و با دیدن من که دارم گریه میکنم نگرانیش بیشتر شد کنارم نشست و دستمو گرفت
جونگکوک: چیشده ا/ت؟ چرا گریه میکنی؟
ا/ت: هق...وقتی داشتم میومدم بالا...هق...در اشتباهی رو باز کردم...هق...دیدم یک عالمه چیزای وحشتناک توشه...هق
از زبان جونگ کوک:
فهمیدم در اتاق شکنجه رو باز کرده وای بدبخت شدم حالا چیکار کنم الان می‌فهمه من مافیام
جونگ کوک: ببین ا/ت...من این موضوع رو ازت پنهان کردم چون نمیخواستم بترسی و به کسی بکی
ا/ت: هق...چه موضوعی...هق
جونگ کوک: من...من...من
ا/ت: ده بگو دیگهههه*جیغ کوتاه*
جونگ کوک: باشه باشه چرا جیغ میزنی
یک نفس عمیق کشیدم و گفتم
جونگ کوک: من یه مافیام اما به جون آیلین و به روح مامان آیلین با تو هیچ کاری ندارم و هیچ آسیبی بهت نمیزنم


پایان❤️💜
ببخشید یکم کوتاه بود
دیدگاه ها (۱۱)

تولدت مبارک تهیونگی ی من💜❤️(تولد تهیونگ نه تولد دوستم بایسش ...

نمره به پروفایل هاتون😘⭐اگه نبودی معذرت میخوام🫶

حوصلم سر رفته بیاید بحرفیمناشناسم👇 https://harfeto.timefrien...

یعنی من بخش نظرات مو که باز میکنم همتون یا سناریو میخواید یا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط