{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در کنجِ کافه ای شلوغ

در کنجِ کافه ای شلوغ
دختری سیگار به لب
خیره به صندلیِ خالیِ رو به رو
آرام گریه می کرد!
کسی همراهش نبود.
او با خاطرات آمده بود....
دیدگاه ها (۷)

‌‏من خودم به همه میگم "غصه نخور رفیق، دیوونه، کی دیده شب بمو...

#photography 😉 📷

هنگامی که آدم ،کسی برای "بوسیدن" نداشته باشد ،سیگار ضروری می...

هر زنی درون خود هیولایی دارد که در سایه ها در کمین استکار زن...

بغض رو گاهی وقتا نمیشه قورت داد و خوردش اگرم قورتش بدی بعد س...

ص۵۹تاقت نداشتم دانشگاه بدون پریسا برایم حکم سلول انفرادی داش...

پارت یک یک خانواده دوتا بچه داشتن یدونه پسر و یدونه دختر ولی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط