{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یک شب به طاعتِ تو نیاورده‌ام به صبح

یک شب به طاعتِ تو نیاورده‌ام به صبح
بیهوده رفت روز و شب و سال و ماهِ من...😓
دیدگاه ها (۲)

از ناخُنک عشقِ تو بر زخم جراحت یک شب ننهادیم به بالین سر را...

دو سوم بدنم آب است، اضافی بدنم آتش چه کرده داغ تو با قلبم ب...

خسته‌ام نیست کسی حال مرا درک کند کاش این روح شبی جسم مرا ترک...

نشناخته بودیم دری غیر همین دَر ما را به چه تقصیر،فلک در‌به‌د...

همه روز همه شب همه ماه همه سال

این چند ماه در این حالت صبح تا شب پای اخبار بودیم

سخت است سر شب رمضان باشد و ناگاه چون صبح شود، ماه محرم شده ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط