به همین دلخوشم که هنوز
دلواپسیهایم را بلدی...
وقتی دلَم میگیرد بی آنکه بگویم،
پنجره را باز میکنی
وقتی باران میبارد
در لیوانِ خودت
برایم چای میریزی
و پرده را کنار میزنی.
برای دستهایم نگرانی
وقتی میلرزد و سکوت میکند
و نگاهت را با بیقراریام هماهنگ
میکنی...
🍁
به همین دلخوشم که هنوز
دلواپسیهایم را بلدی...
وقتی دلَم میگیرد بی آنکه بگویم،
پنجره را باز میکنی
وقتی باران میبارد
در لیوانِ خودت
برایم چای میریزی
و پرده را کنار میزنی.
برای دستهایم نگرانی
وقتی میلرزد و سکوت میکند
و نگاهت را با بیقراریام هماهنگ
میکنی...
🍁
- ۱.۳k
- ۲۳ تیر ۱۳۹۸
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط