{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کاش

کاش
آن هوایی بودم
که
دمِ صبح
روی لب‌هایت نشست ...

#لیلامقربی
دیدگاه ها (۱)

کاری به سرد و گرم بهار و خزان نداشتاین پنجره فقط به هوای تو ...

صبح ..اشتیاق کوچه ای ستکه از پنجره اش تو میگویی سلام ..#حمید...

برای بوسیدنت بر سر پنجه بلند می شوم.برای رسیدن به هر قله ی آ...

کاش تکه ابری بودم می باریدم روی سرت می باریدم روی شانه هایت ...

آن دم که سایه‌ی ناامیدی بر جان نشستبُردیم پناه از همه دنیا ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط