{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

فرمان بدهی کاخ زاحساس تو سازم

فرمان بدهی کاخ زاحساس تو سازم
دستور دهی نور ز الماس تو سازم
من خالق هر بیت و غزل ،عاشق مدحم
مهلت بدهی بُرد ز کرباس تو سازم
یک ساز نهادی به دلم کوک نکردی
گر کوک کنی ، ساز ز انفاس تو سازم
رفتم به سرایت که بگیرم خبری خوش
گر راه دهی ، بیت ز مقیاس تو سازم
گفتم بخرم ناز و فروشم به حبیبم
گر ناز دهی کوه ز اجناس تو سازم ...
دیدگاه ها (۵)

ماه را امشب کجای سینه أت جا داده ای؟تو کدامین سیب هستی،از کد...

برای از تو نوشتن وضو دوباره گرفتم ببین چه گیجم از عشقت که نی...

آمــدم پــیــش دو چــشــمــانــت بــمــیــرم نــیــســتــی ...

نــمــیــدانــم ڪــه بــعــدازمــنــ،تــوهم تــنــها شــدی ی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط