{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

وقتی خیالش را هدیه میکرد

وقتی خیالش را هدیه میکرد
نمیدانستم
به همان جایی میروم
که نباید..
دیدگاه ها (۱)

نخواستن ها را زود بگوییمعادت به خاطرهکارِ آدمهاستآدمهای خاطر...

تمام شب را به فکر انتقام از او بودم. صبح که شد، خودم را کشتم...

میان خاطرات بی شمارمانای آشنا!به بودنت ادامه بدهاز اولین آغو...

روزیتمام دوستت دارم هایی کهدر سینه حبس کردیم رااز چشم هایمان...

منو دوستم جایی که نباید بخندیم..

من معشوقه مردی بودمکه با دست های خیالشموهایم را میبافتو مثل...

ولی کیفر نباید اون کارو با جی جی میکرد😔

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط