{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من به خون لَبَت ای دوست گِرفتار شدم

من به خون لَبَت ای دوست گِرفتار شدم
حال سَجّاد تو را دیدم و بیمار شدم

در حُسینیه ارباب شَبی خوابَم بُرد
صُبح پشت در یک میکده بیدار شدم

چه شبی بود که از بین دو انگشت شما
ناگهان با خبر از عالَم اَسرار شُدم

شال خوش‌بوی تو سَبز و عَلم دوش تو سَبز
دام همرنگ زمین بود گِرفتار شُدم

بچه بودم که اباالفَضل شَفا داد مرا
تا قیامَت به اباالفَضل(ع) بدهکار شدم

خَلق در روضه گرفتند بَرات عَتَبات
من بیچاره ولی دیر خَبَر دار شدم

رشته بر گردنم افکنده ای و در پی تو
هر شب آواره هر کوچه و بازار شدم

کَربَلا اوج عَزا بود ولی چون زِینَب(س)
از بلایای پس از شام عَزادار شُدم

من از آن روز که در بند توأم آزادم
نوکر فاطِمه و حِیدَر کَرّار شدم
#اللهم_ارزقنا_زیارت_کربلاء
دیدگاه ها (۴)

من به خون لبت ای دوست گرفتار شدم ...حال سجاد تو را دیدم و بی...

♡..ارباب جانَم حُسین(ع)...♡من به خون لَبَت ای دوست گِرفتار ش...

♡..ارباب جانَم حُسین(ع)...♡من به خون لَبَت ای دوست گِرفتار ش...

کیسه های نان و خرما خواب راحت می کننددست های پینه دارش استرا...

عکس های حاج علی مهدوی نژاد امام زاده صالح مهر۱۴۰۵

📸 یک تصویر عالی برعنداز سوز ببینید تا حالتون خوب بشه پلاکارد...

تصویر حاج علی مهدوی نژاد کربلا

تصویر جدیدحاج علی مهدوی نژاد پائیز ۱۴۰۵

🟡 #آیه_تراپی | وقتی کسی که بهش خوبی کرده بودی پشت سرت حرف زد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط