اکس مافیای من پارت
اکس مافیای من پارت ۷
ویو خودم😌
رزی میخواست بپرسه که منظور تهیونگ چیه اما اتفاقی که افتاد مانع این کار شد.
ویو رزی
داشتم صحبت میکردم اما با کاری که تهیونگ کرد چشمام از شدت تعجب گرد شده بود. اون تهیونگ بود که داشت من رو میبوسید.
ویو جئون
هعی داشتم با خشم به اون دوتا نگاه میکردم که اخر رقصشون بود اما با کاری که اون کیم عوضی (فیکه) کرد میخواستم همونجا سرشو قطع کنم. اون داشت دختر منو پرنسس منوووو میبوسیددددد. بلند شدم و میخواستم برم اون دو تا رو از هم جدا کنم. اما یونگی که کنارم نشسته بود دستممو گرفت.
مکالمشون
یونگی:هی جئون آروم باش.
جئون:چجوری آروم باشم اخهههه اون الان داره ملکه منو میبوسهههه دختر منوووو
یونگی: ببین درکت میکنم خب اما الان جاش نیست.یه نفس عمیق بکش و آروم باش.
جئون:اهههههه
ویو جئون
داشتم با خشم عصبانیت نگاشون میکردم که بالاخره از هم جدا شدن و رفتن سر جاهاشون نشستن. بعد از چند دقیقه که به رزی خیره شده بودم دیدم که به چیزی به کیم گفت و بلند شد رفت.هه الان وقت خوبیه که نشونت بدم مال کی ای خانم جئون(پوزخند)
بریم پیش رزی و تهیونگ
ویو رزی
بعد از اینکه نشستیم سر جاهامون همش نگاه خیره یکی رو روخودم حس میکردم. داشتم تو گوشیم میگشتم که متوجه شدم رژم خراب شده.
مکالمه تهیونگ و رزی:
رزی:هی تهیونگ
تهیونگ:جونم
رزی:من رژلبم خراب شده میرم wcدرستش کنم.
تهیونگ:باشه برو اما حواست باشه.
رزی: اوکی
ویو رزی
بلند شدم و رفتم دستشویی جلو آینه رژمو درست کردم .
از دستشویی اومدم بیرون که..........
ادامه دارد--------------
ویو خودم😌
رزی میخواست بپرسه که منظور تهیونگ چیه اما اتفاقی که افتاد مانع این کار شد.
ویو رزی
داشتم صحبت میکردم اما با کاری که تهیونگ کرد چشمام از شدت تعجب گرد شده بود. اون تهیونگ بود که داشت من رو میبوسید.
ویو جئون
هعی داشتم با خشم به اون دوتا نگاه میکردم که اخر رقصشون بود اما با کاری که اون کیم عوضی (فیکه) کرد میخواستم همونجا سرشو قطع کنم. اون داشت دختر منو پرنسس منوووو میبوسیددددد. بلند شدم و میخواستم برم اون دو تا رو از هم جدا کنم. اما یونگی که کنارم نشسته بود دستممو گرفت.
مکالمشون
یونگی:هی جئون آروم باش.
جئون:چجوری آروم باشم اخهههه اون الان داره ملکه منو میبوسهههه دختر منوووو
یونگی: ببین درکت میکنم خب اما الان جاش نیست.یه نفس عمیق بکش و آروم باش.
جئون:اهههههه
ویو جئون
داشتم با خشم عصبانیت نگاشون میکردم که بالاخره از هم جدا شدن و رفتن سر جاهاشون نشستن. بعد از چند دقیقه که به رزی خیره شده بودم دیدم که به چیزی به کیم گفت و بلند شد رفت.هه الان وقت خوبیه که نشونت بدم مال کی ای خانم جئون(پوزخند)
بریم پیش رزی و تهیونگ
ویو رزی
بعد از اینکه نشستیم سر جاهامون همش نگاه خیره یکی رو روخودم حس میکردم. داشتم تو گوشیم میگشتم که متوجه شدم رژم خراب شده.
مکالمه تهیونگ و رزی:
رزی:هی تهیونگ
تهیونگ:جونم
رزی:من رژلبم خراب شده میرم wcدرستش کنم.
تهیونگ:باشه برو اما حواست باشه.
رزی: اوکی
ویو رزی
بلند شدم و رفتم دستشویی جلو آینه رژمو درست کردم .
از دستشویی اومدم بیرون که..........
ادامه دارد--------------
- ۱۰.۸k
- ۲۲ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط