رفتن
"رفتن" !
رفتن که بهانه نمیخواهد ،
یک چمدان میخواهد از دلخوریهای تلنبار شده و گاهی حتی دلخوشیهای انکار شده ...
رفتن که بهانه نمیخواهد وقتی نخواهی بمانی ، با چمدان که هیچ بی چمدان هم میروی !
"ماندن" !
ماندن اما بهانه می خواهد ،
دستی گرم، نگاهی مهربان ، دروغهای دوست داشتنی ،
دوستت دارمهایی که می شنوی اما باور نمی کنی ،
یک فنجان چای ،
بوی عود ، یک آهنگ مشترک ، خاطرات تلخ و شیرین ...
وقتی بخواهی بمانی ،
حتی اگر چمدانت پر از دلخوری باشد خالی اش می کنی و باز هم میمانی ...
میمانی و وقتی بخواهی بمانی ، نم باران را رگبار می بینی و بهانه اش می کنی برای نرفتنت !
آری ...
آمدن دلیل می خواهد
ماندن بهانه
و رفتن هیچکدام ... !
رفتن که بهانه نمیخواهد ،
یک چمدان میخواهد از دلخوریهای تلنبار شده و گاهی حتی دلخوشیهای انکار شده ...
رفتن که بهانه نمیخواهد وقتی نخواهی بمانی ، با چمدان که هیچ بی چمدان هم میروی !
"ماندن" !
ماندن اما بهانه می خواهد ،
دستی گرم، نگاهی مهربان ، دروغهای دوست داشتنی ،
دوستت دارمهایی که می شنوی اما باور نمی کنی ،
یک فنجان چای ،
بوی عود ، یک آهنگ مشترک ، خاطرات تلخ و شیرین ...
وقتی بخواهی بمانی ،
حتی اگر چمدانت پر از دلخوری باشد خالی اش می کنی و باز هم میمانی ...
میمانی و وقتی بخواهی بمانی ، نم باران را رگبار می بینی و بهانه اش می کنی برای نرفتنت !
آری ...
آمدن دلیل می خواهد
ماندن بهانه
و رفتن هیچکدام ... !
- ۹۴۳
- ۲۳ فروردین ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط