{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

"هیسسسسس" .............

"هیسسسسس" .............
آهسته "خیانت" کن !
شاید قلبی که به خاطر "تو" می تپید ، بایستد ....
شاید صدای خنده های "تو" را از دفتر حافظه اش خط بزند ....
فکر روزی را کرده ای که دلت بی هوا چشمانش را بخواهد ؟
فکرش را کرده ای که راس ساعت دلتنگی ،
لبانت "بوسه های داغش" را بخواهد ؟
ای داد بیداد ......
دیدی به ارزان ترین بها فروختی، تپش هایی ، که "نامت" ضربانش بود
و "نگاهت" گرمابخش جانش !!!
((دیدی چه کردی،،
وقتی معشوقت بارها صدای خیانت "تو" را شنید و گوش هایش را بست ؟!..))
ولی دیگر نه جانی مانده و نه طاقتی که خیانت "تو" را بر دوش بکشد .....
آهای "خیانت کار" !
"هیسسس" ...
آهسته خیانت کن
دیدگاه ها (۱)

سناریو اوبیکاکا

🖤 قراردادی که واقعی شدپارت ۱۲ | آن شب چه شد؟هانا چند ثانیه ف...

True Love②③فردا(شب) تهیونگصدای زنگ در رو شنیدمو رفتم در رو ب...

امروز تولد بینیه:)):چانگبین عزیزم تولدت مبارک… 🤍نمی‌دونم چطو...

اول برین پا این رو بخونید جالبه جاشدایا همیشه تنفر باقی می‌م...

I Love you...but I don't know...How can I say this...to you....

سکوت🖤🥀𓆩 پــارت نــهــم 𓆪 🖤🥀«چرا اون شب منو زنده گذاشتن؟»سؤال...

★彡   Part 15 彡★ صدای نوتیف پی در پی گوشی روی مخم رژه میرفت.و...

مهمونی پارت ۶۰

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط