"هیسسسسس" .............

"هیسسسسس" .............
آهسته "خیانت" کن !
شاید قلبی که به خاطر "تو" می تپید ، بایستد ....
شاید صدای خنده های "تو" را از دفتر حافظه اش خط بزند ....
فکر روزی را کرده ای که دلت بی هوا چشمانش را بخواهد ؟
فکرش را کرده ای که راس ساعت دلتنگی ،
لبانت "بوسه های داغش" را بخواهد ؟
ای داد بیداد ......
دیدی به ارزان ترین بها فروختی، تپش هایی ، که "نامت" ضربانش بود
و "نگاهت" گرمابخش جانش !!!
((دیدی چه کردی،،
وقتی معشوقت بارها صدای خیانت "تو" را شنید و گوش هایش را بست ؟!..))
ولی دیگر نه جانی مانده و نه طاقتی که خیانت "تو" را بر دوش بکشد .....
آهای "خیانت کار" !
"هیسسس" ...
آهسته خیانت کن
دیدگاه ها (۱)

رمان : فقط به من نگاه کن#𝗝𝘂𝘀𝘁_𝗹𝗼𝗼𝗸_𝗮𝘁_𝗺𝗲Part_39فصل هفدهم | ک...

لطفا برگرد عزیزم بدون تو اینجا هیچ معنایی ندارد.برگرد... نه ...

سناریو ی درام از ا/ت و باجی

# 🥀 اپیلوگ: «تپشی که دوباره معنا گرفت»بهار بعدی.کلینیک دکترت...

دیو و دلبر پارت ۹ -چرا گورتو گم نمیکنی هان عسل با آرامی روی ...

True Love②③فردا(شب) تهیونگصدای زنگ در رو شنیدمو رفتم در رو ب...

داستان دختر برفی

رمان : فقط به من نگاه کن#𝗝𝘂𝘀𝘁_𝗹𝗼𝗼𝗸_𝗮𝘁_𝗺𝗲Part_52فصل بیست‌وسوم...

چند پارتی

🖤 OBSESSION | وسواسپارت یازدهم: بوسه‌ای برای فریببرای چند ثا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط