به نام خدا
꧁༺به نام خدا༻꧂.
رمان #جواهر_بخش_ای
#پارتـــ16
سرم رو به سمت صدا برگردوندم .....
کیگان با سرعت به سمت یوری اومد و دستشو گذاشت روی گلوش و اون رو چسبوند به دیوار
یوری : کیگان دارم خفه میشم .
جی جی : کیگان چیکار میکنی دستتو بکش ، ولش کن.
کیگان : توی برادر منو کشتی ، تو یه قاتلی میفهمی ، مادر مرد ، پدرم ما رو ول کرد حالا هم نوبت برادرمه .
یوری کیگان رو به عقب هل داد
جی جی : وضعیت برادر تو چه ربطی به یوری داره ، اون تصادف کرد . ما که تغصیری نداریم.
کیگان : تو حرف نزن جی جی همه اینها تغصیر تو و یوریه
یوری : درست حرف بزن
جی جی : مگه ما چیکار کردیم ؟!
کیگان : واقعا نمیدونی؟؟!! تو نمیدونی کی ادم فرستاده بود تا کیفر رو زیر بگیره .
جی جی : چی؟؟؟!!!
کیگان : ارهههه تظاهر کن که نمیدونی. اون تصادف اتفاقی نبوده یکی عمدا بهش زده .
جی جی : غیر ممکنه
کیگان : به نظرت کی بیمارستان ژاپن رو مجبور کرد تا کیفر رو از ژاپن بفرستن فیلیپین هااا؟؟؟ میخواست اونو اینجا بفرسته که تو نتونی ببینیش. که نتونه بیاد دنبالت و بخواد تو از از چنگش دربیاره . اون میخواست برادرم بمیره به خاطررر تووووو.
جی جی : کی اینکارا رو کرده ؟؟! کی همچین قصدی داشته؟؟؟؟
کیگان : یورریییی
برای چند ثانیه احساس کردم که دیگه نمیتونم حرف بزنم ، احساس کردم قبلم دیگه نمیزنه ، یهو همه دنیا دور سرم چرخید . پاهام سست شده بودن . نزدیک بود زمین بخورم که یوری منو گرفت .
یوری : جی جی مراقب باش ، حالت خوبه؟!
توی چشماش نگاه کردم . اون لحظه نمیتونستم باور کنم که یوری این کار رو کرده .
واقعا یوری اینکا رو کرده؟!!
نگهبان های بیمارستان کیگان رو با خودشون بردن .
جی جی : یوری این حرفایی که کیگان میزد راست بود؟!! تو واقعااا ....
یوری : منو ببین جی ، من هر کاری کردم فقط و فقط به خاطر عشق زندگیم بوده ، به خاطر توو ، به خاطر اینکه نمیتونم بدون تو زندگی بکنم ، من حتی بدون تو نمیتونم نفس بکشم ، میتونی متوجه بشی که من چقدر تو رو دوست دارم .
بلند شدم ، دستش رو که دست منو گرفته بود از دستم کشیدم بیرون .
جی جی : تو .......
☆جواهر بخش ای ☆
#جواهر_بخش_ای
#جی_جی
#کیفر
#یوری
#سی_ان
#دیوید
#آریس
#میکا
#کالیکس
#فریا
#فیلیکس
#فیلیپین
رمان #جواهر_بخش_ای
#پارتـــ16
سرم رو به سمت صدا برگردوندم .....
کیگان با سرعت به سمت یوری اومد و دستشو گذاشت روی گلوش و اون رو چسبوند به دیوار
یوری : کیگان دارم خفه میشم .
جی جی : کیگان چیکار میکنی دستتو بکش ، ولش کن.
کیگان : توی برادر منو کشتی ، تو یه قاتلی میفهمی ، مادر مرد ، پدرم ما رو ول کرد حالا هم نوبت برادرمه .
یوری کیگان رو به عقب هل داد
جی جی : وضعیت برادر تو چه ربطی به یوری داره ، اون تصادف کرد . ما که تغصیری نداریم.
کیگان : تو حرف نزن جی جی همه اینها تغصیر تو و یوریه
یوری : درست حرف بزن
جی جی : مگه ما چیکار کردیم ؟!
کیگان : واقعا نمیدونی؟؟!! تو نمیدونی کی ادم فرستاده بود تا کیفر رو زیر بگیره .
جی جی : چی؟؟؟!!!
کیگان : ارهههه تظاهر کن که نمیدونی. اون تصادف اتفاقی نبوده یکی عمدا بهش زده .
جی جی : غیر ممکنه
کیگان : به نظرت کی بیمارستان ژاپن رو مجبور کرد تا کیفر رو از ژاپن بفرستن فیلیپین هااا؟؟؟ میخواست اونو اینجا بفرسته که تو نتونی ببینیش. که نتونه بیاد دنبالت و بخواد تو از از چنگش دربیاره . اون میخواست برادرم بمیره به خاطررر تووووو.
جی جی : کی اینکارا رو کرده ؟؟! کی همچین قصدی داشته؟؟؟؟
کیگان : یورریییی
برای چند ثانیه احساس کردم که دیگه نمیتونم حرف بزنم ، احساس کردم قبلم دیگه نمیزنه ، یهو همه دنیا دور سرم چرخید . پاهام سست شده بودن . نزدیک بود زمین بخورم که یوری منو گرفت .
یوری : جی جی مراقب باش ، حالت خوبه؟!
توی چشماش نگاه کردم . اون لحظه نمیتونستم باور کنم که یوری این کار رو کرده .
واقعا یوری اینکا رو کرده؟!!
نگهبان های بیمارستان کیگان رو با خودشون بردن .
جی جی : یوری این حرفایی که کیگان میزد راست بود؟!! تو واقعااا ....
یوری : منو ببین جی ، من هر کاری کردم فقط و فقط به خاطر عشق زندگیم بوده ، به خاطر توو ، به خاطر اینکه نمیتونم بدون تو زندگی بکنم ، من حتی بدون تو نمیتونم نفس بکشم ، میتونی متوجه بشی که من چقدر تو رو دوست دارم .
بلند شدم ، دستش رو که دست منو گرفته بود از دستم کشیدم بیرون .
جی جی : تو .......
☆جواهر بخش ای ☆
#جواهر_بخش_ای
#جی_جی
#کیفر
#یوری
#سی_ان
#دیوید
#آریس
#میکا
#کالیکس
#فریا
#فیلیکس
#فیلیپین
- ۷.۹k
- ۳۰ خرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط