{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#شاهنامه..

#شاهنامه..



زال گفت : منوچهر اگر این داستان را بداند ناراحت خواهد شد . پدرم سام نیز خشمگین می‌شود ولی من دیگر از جانم گذشته‌ام و از تو دست نمی‌کشم و از خدا می‌خواهم دل سام و شاه را نرم نماید و ما آشکارا همسر یکدیگر شویم . بعدازآن دیگر عقل دور شد و از خود بیخود شدند و چنین بود تا سپیده‌دم که زمان جدایی فرارسید و آن‌ها با چشمانی اشک‌بار از هم جدا شدند . صبح روز بعد زال بزرگان و موبدان را فراخواند و بعد از مدح یزدان گفت : جهان از جفت‌ها پدید آمد و جز خداوند که همتایی ندارد همه نیازمند جفت و شریکند . من نیز در غم عشق دختر مهراب می‌سوزم. اگر منوچهر این سخن بشنود از من ناخرسند می‌شود . شما موبدان چه چاره‌ای می‌دانید ؟ موبدان سکوت کردند چون می‌دانستند که ضحاک نیای مهراب است و شاه از او دل‌خوشی ندارد . زال خروشید که میدانم در دل مرا سرزنش می‌کنید اما آخر چه کنم؟ موبدان گفتند : نامه‌ای به سام بنویس و از او کمک بخواه تا شاید نامه‌ای به شاه بنویسد . شاه از رای سام سر نمی‌پیچد. پس زال نامه‌ای به پدرش نوشت و راز دل با او در میان نهاد . سام پس از خواندن نامه ناراحت شد و موبدان را فراخواند و خواست تا طالع آن‌ها را ببیند. ستاره شناسان با خوشحالی نزد سام آمدند و گفتند : مژده باد که این دو جفت خوبی هستند و از این دو دلیری چون پیل ژیان به وجود می‌آید که او کمر به مردی و رادی می‌بندد و زمین را از لوث وجود بدکاران پاک می‌کند و از او بیشتر از همه به توران بد می‌رسد و به سلاح و رای ایران کار می‌کند و در روم و هند و ایران نام او را بر نگین می‌نویسند. سام شاد شد و به ستاره شناسان زر و سیم زیادی داد. بعد پیک زال را فراخواند و گفت: این آرزوی درستی نبود ولی چون قول داده‌ام آرزوهایت را برآورم پس زیر قولم نمی‌زنم . تو فعلاً این راز را پوشیده دار تا من به ایران رفته و با شهریار صحبت کنم. از آن‌سو بین زال و رودابه زنی پیام ردوبدل می‌کرد . زال پیام سام را برای رودابه فرستاد. رودابه خوشحال شد و خلعت و سربند و انگشتری برای زال فرستاد. درراه سیندخت مادر رودابه زن را دید و به او گفت : هر زمان تو را می‌بینم که داخل حجره می‌شوی و می‌روی دلم به تو بدگمان می‌شود . زن ترسید و گفت : من جامه و زیورآلات می‌فروشم و پیش رودابه رفتم و تاج زرنگاری به او دادم و او گفت قیمتش را فردا خواهم داد . سیندخت لباس‌هایی را که او برای زال می‌برد دید و بدگمان‌تر شد و خشمگین بر او شورید و او را به خاک و خون کشید . سپس دخترش را فراخواند و گفت : اگر رازی هست به من بگو . این زن برای چه نزد تو می‌آید ؟ این مرد کیست که سربند و خلعت و انگشتری برایش می‌فرستی؟ رودابه شرمگین و گریان شد و گفت : مهر زال مرا به آتش افکند و من در عشق او؟می‌سوزم و بدون او خواهم مرد . این زن هم پیام‌آور ما بود و پیام آورده بود که سام هم با ازدواج ما موافقت کرده است . سیندخت ساکت شد و زال را برای رودابه پسندید ولی گفت : شاه ایران خشمگین می‌شود چون نمی‌خواهد از نژاد ضحاک کسی روی زمین باشد .سیندخت از ناراحتی آرمیده بود . مهراب او را خفته و پژمرده دید پس سؤال کرد چه شده که پژمرده شدی ؟ سیندخت ماجرا را تعریف کرد و مهراب خشمگین شد و گفت : الآن می‌روم و رودابه را می‌کشم .سیندخت مانع شد ولی مهراب گفت : اگر شاه یا سام بفهمند لشکر می‌کشند و ما را هلاک می‌کنند . سیندخت به او فهماند که سام از موضوع آگاه است . مهراب به سیندخت گفت رودابه را نزد؟من آور . سیندخت قول گرفت که بلایی سرش نیاورد و او نیز پذیرفت . رودابه آمد و مهراب گفت :مگر مغزت از عقل تهی شده است؟ آیا ممکن است اهریمن با پری جفت شود ؟ رودابه وقتی این سخن را شنید دلش خون شد و رنگ از رویش پرید. در آن‌سو منوچهرشاه از موضوع باخبر شد و با بزرگان گفت : فریدون ضحاک را کشت . اگر از دختر مهراب و پسر سام فرزندی پدید آید شهر ایران را به آشوب می‌کشد و دوباره تاج‌وتخت به ضحاکیان می‌رسد. پس نظر بزرگان را پرسید و آن‌ها گفتند : تو از ما داناتری . کاری کن که عاقلانه‌تر است . پس منوچهر به نوذر گفت : نزد سام برو و بگو چرا از کارزار برگشتی ؟ و او را نزد من بیاور . نوذر چنین نمود و سام به بارگاه منوچهر رفت و گفت : شرح ماجرا این است که: وقتی به سگسار رسیدم دیوان نر در شهر نعره می‌زدند و نزد ما آمدند . در بین سپاهیان من ترس افتاد پس گرز سیصد منی را برداشته و در هر حمله صد تن به خاک انداختم. نبیره سلم کرکوی که از طرف مادر از نژاد ضحاک است مانند گرگ زخم‌خورده جلو آمد . من گرز را برداشتم و به مبارزه خواهی رفتم . کرکوی صدای مرا شنید و قصد جنگ با من را کرد . می‌خواست مرا با کمند به دام آورد که کمان کیانی گرفتم و به‌سوی او تیر زدم و فکر کردم کارش تمام است اما چنین نشد و او تیغ هندی به دست به‌سوی من آ
دیدگاه ها (۱)

#بریده_کتاب...ذهن فراتر از ثروتحتی اگر شما در ذهن خودآگاه تا...

گوگل نامگذاری سیستم عامل اندروید جدید خود را به کاربران سپرد...

اینترنت احتمالا امشب ارزان می‌شود وزیر ارتباطات گفت: در تلاش...

گیاه بامبو به گونه های مختلفی تقسیم می شود که مهمترین آنها ع...

کتاب عهدرفاقت مجموعه ۲۰۰۰آیه وادعیه وزیارات به سبک جد

کتاب عهدرفاقت مجموعه ۲۰۰۰آیه وادعیه وزیارات به سبک جد

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط