{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شبی شعرم رنجید زِ فراق گل یاد تو

شبی شعرم رنجید زِ فراق گل یاد تو
به فریاد شد و شکست در آیینه ی خیال تو

واژه های خونین در امتداد هم بر جانِ سفید ورق
سرودند شعری به سُرخی گونه های تو

شبم خونین شد زِ تیغ خصم دلتنگی
دریاب مرا که جانم پَر میزند به هوای بام تو

سوخت شمع جانِ شعرم تا به سحر
تو کجای شبی که شعرم سوخت به هوای پروانهء تو

آسمان تار و ماه پنهان و شب به درازا
ای وای سوی چشمانم رفت به انتظارِ تو

نه شعر دوای دردم شد نه شب مرهم زخمم
درد و زخم بر جانِ پیکرم باشد گر طبیبم باشی تو
دیدگاه ها (۰)

گفتم: ز درد عشق تو گشتم چنین به حالگفتا: منم دوای تو از درد ...

...دلم‌ لبریز عشـق‌ تو چنان‌ رودی‌ به دریایت هـوای عاشقی دار...

خیال تو دل ما را شکوفه باران کردنمیرد آن که به هر لحظه یاد ی...

ساعتh:hکماکان ب همااان وقت دلتنگےشکوفس جانااا..#کاش-عطر-مرمو...

...شبم سحر نمی‌شود که دل به تو سپرده‌امنکوهشم‌مکن‌توبیش‌که‌ز...

#رِفیقَمـ👭 #آجیمـ آیا تو کجا و ما کجائیم😪 تو زان که‌ای و ما...

هزار جهد بکردم که یار من باشیمرادبخش دل بی‌قرار من باشیچراغ ...

خدایا پیکرم آتش گرفتهدل غم پرورم آتش گرفتهشهادت نامه را با خ...

↚مــــاجــِـراے یـــِـکــــــ①ــــــ عـــِـشـــღــــق↛به روی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط