{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

.

.
.

من مثل هر مرد دیگه ای موهای بلند رو دوست داشتم. اما وقتی عاشق تو شدم، موهات کوتاهِ کوتاه بود. تو خودت بیزار بودی از موهات.. دلت میخواست زودتر شبیه چهرت تو گذشته شی، روزها و ماهها گذشتن و موهای تو بلندتر شد و تو زیباتر میشدی.. هرچقدر موهات بلند تر میشدن، تو بیشتر خودت رو دوست داشتی. تا جایی که یک روز دیگه برای من تو زندگیت جایی نبود.. با این حال، نمیشد من رو کنار بگذاری، برات خیلی سخت بود چون تو موهات رو با من بلند کرده بودی.. همین شد که یکهو، دیوونه شدی و رفتی جلو آینه و همشون رو از ته کوتاه کردی! اون وقت بود که فهمیدم قید همه چیز رو زدی.. من مثل هر مرد دیگه ای موهای بلند دوست داشتمو تو از سر لجبازی موهاتو کوتاه نکرده بودی.. چند وقت پیش عکست رو جایی دیدم،
موهات خیلی بلند شده بود.. فهمیدم بالاخره یکی اومده تو زندگیت
که تونست ازت قیچی رو بگیره
که دوستش داری........... .
.
.
دیدگاه ها (۱)

..من ار چه عاشقم و رند و مست ونامه سیاههزار شکر که یاران شهر...

سناریو:وقتی پدرتن و موهات فره و...اصل سناریو اینه:وقتی پدرتن...

وارث ابدی 𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟎𝟔سال‌ها یکی بعد از یکی گذشتن.زمان برای همه ج...

(ادامه پارت قبل)ا.ت: مینهو..!مینهو: بله؟ا.ت: من فک میکنم نون...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط