{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دل ِ من در شبِ گیسوی تو عاشق شد و مرد

دل ِ من در شبِ گیسوی تو عاشق شد و مرد
عشقِ او قصه ی فردای خلایق شد و مرد

از همان لحظه کــه چشمانِ تـو را دید دلم
آخـریــن ثانیه ی عمرِ دقایق شد و مرد

بــر گــلِ روی تـو و موی تو دلباخته بود
دلِ دلباخته بــیــمارِ علایق شــد و مرد

دیـد چـون قصه ی هجرِ تو حقیقت دارد
واله گـردیـد و پذیرای حقایق شد و مرد

عاشق ارجان ندهد لایق معشوقش نیست
(جلوه) جان داد به عشق تو و لایق شد و مرد

"مهدی وحید دستجردی"
دیدگاه ها (۹)

زندگی یک چمدان است ؛که می آوریش ؛ باروبندیل سبک میکنی و میبر...

الهی آرامش درونم راسپاس.الهی سلامتی جسمم را سپاس.الهی آگاهی ...

بگذار ترکت کنند....بگذار بخواهی ونشود....بگذار دیگر فرقی بی...

خداوندا...آرامشم را میان پیچ و خم زندگی ای که خود رقم زدم گم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط