{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یه سال دیگه گذشت

یه سال دیگه گذشت
دوباره یه شب قدر دیگه رسید
و دوباره من با دست شرمندگی پیش تو طلب بخشش میکنم
چندین ساله همینطور میگذره به همین شکل
هرسال که شب قدر میشه توبه میکنم میگم غلط کردم اشتباه کردم دیگه فلان کارو نمیکنم دیگه از این به بعد فلان کارو میکنم ولی بازم روسیاه میشم
فقط شب قدر نیست که مختص توبه‌ست ولی من روزای دیگه هم توبه کردم و باز یه حقیر روسیاهم
نمیدونم نمیدونم کی آدم میشم
نمیدونم کی این بار گناه از رو دوشم برداشته میشه
تو میدونی من چقدر حال‌بهم‌زنم...
ولی بازم میشه توبه کرد مگه نه؟
تو همون خدایی هستی که راجبش میگن:
ای کریم چشم پوش
ای همیشه با لطف
ای رحم کننده اشکهای دیدگان
ای آنکه نیست مقصدی جز به سوی او
ای آنکه بسوی او فرار می‌کنند ترساندگان
ای آنکه بسوی او پناه برند گناهاکاران
ای آنکه بسوی او قصد کنند توبه کنندگان
ای آنکه میپذیرد بهانه توبه کنندگان را

خدایا... تو همیشه به اشکهایی که میریزم رحم میکنی
درواقع همین اشکها منو نجات میدن
اشکی که واسه اهل بیت میریزم
اشکی که واسه حسین فاطمه میریزم
اشکی که واسه مظلومین عالم میریزم
اشکی که واسه بابا مهدی میریزم
ولی من بازم یه گریون روسیاهم
جلو تو و بابا مهدی روسیاهم
کی میشه من نشکنم؟
کی میشه عهدی که میبندم رو نشکنم؟
خسته‌ام خسته
آره نباید از این ترسید که توبه رو بشکنی چون فریب شیطونه و وقتی شکستی از اول شروع کنی
ولی واقعا کی قراره آدم شم؟
کی؟
درسته امسال پیشرفت داشتم ولی همش دنیوی بود
همینم شکر، اینم نبود باید میرفتم میمردم
ولی نمیشه از همون جهاتی که خودت بهتر از هرکسی میدونی درستم کنی؟
لطفاً لطفا💔:))))
دیدگاه ها (۹)

رمان :قرار داد سر نوشت

𓂀 ── 𝑩𝒍𝒂𝒄𝒌𝒘𝒐𝒐𝒅 𝑴𝒂𝒏𝒐𝒓 ── 𓂀

آغوش ممنوعه🚫🫂🌌#part72من:چییی من نمیامبابا:ای بابا نفس جان لج...

در جست و جوی خاطرات.پارت ۱۵

The Little Witness(شاهد کوچک )Part:3در باز شدو یونا اومد تو ...

ابلیس

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط