{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

my love part 120

بعد از نیم ساعت صدا اومد که در با شتاب بار سد
صدای لیا توی دستشویی پخش شد
& ا.تتتت
اروم در رو باز کردم
سرکی به بیرون کشیدم
لیا نگران داشت تکی دستشویی هاا رو میگشت
اودم بیرون
منو دید
دستام رو گرفت و گفت
&خوبی؟چیزی نیست من پیشتم
سرم رو گذاشتم رو سینه اش و گفتم
+لیا خواهش میکنم منو از اینجا ببر جالم خوب نیس
&باشه عزیزم بیا بریم بیرون
بوسه ایی روی سرم زد و برآید استایل بغلم کرد
خدارو شکر وسایلم پیشم بود دیگه لازم نبود برگردیم سر میز
سرم روگذاشتم روی سینه اش و چشمام رو بستم
حس میکردم که از پله ها داره میره پایین
داشت خوابم میربد
که صدای قدم های مثل دویدن اومد چشمام رو باز نکردم و گوشاش رو تیز کردم
صدای جونگکوک بود
گفت
- تو اینجا چیکار میکنی؟
&وقتی حواست بهش نباشه من باید باشم که
- بدش به من
& نه نزدیک نشو میخوام ببرمش خونه توهم باید حواست باشه میگم که فقط بدونی نه اینکه مسخره بازی دربیاری
- بگو
&یکی میخ استه ا.ت رو بدزده شانس آوردیم که خودش فهمید و زنگ زد به من
- چ چی میگی تو
صدای لیا خیلی سرد و خشک بود
&ا.ت رو میخواستن ببرن و تو به چپت هم نبوده
- باسه ا.تدرو بده من
نمیدونم لیا چی توی چشماش دید کا حس کردم روی هوا معلقم
بوی عطرش بیچید توی سرم یواشکی بوی عطرش رو نفس کشیدم
- خب تو برو حواسم بهس هس
دیگه صدایی از لیا نیومد
یهو گرمی یه جیز رو وی لبام حس کردم سریع چشمام رو باز کرمد و بهش نگاه کرمد
نیشخندی زد و گفت
- میدونستم بیداری بچه
خواستم از بغلش بیام پایین که گفت
گفت
- عهعهعه کجا؟ میخوایم بریم هونه عزیزم
+من پیش تو نمیام بگو لیا بیاد
اخم کرد
- همین که گفتم میای خونه خودم پیش لبا باشی احتمال دزدیدند ۱۰۰ از ۱۰۰ عه
هوفی کشیدم
ار مهمونی خارج شدیم
در ماشین رو باز کرد و منو نشوند روی صندلیپ
دیدگاه ها (۲۰)

my love part 121

my love part 122

my love part 119

my love part 118

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط