از گریه برای غزه تا شهادت
🔴 از گریه برای غزه تا شهادت
میدانستم دخترم شهید شده است. زینبِ من، زینبِ نه ساله، پس از چند روز روزه گرفتن به من گفت مامان برای من خیلی سخته که روزه بگیرم. بهش گفتم روزه رو به یاد بچههای غزه بگیر. خیلی از آنها گرسنه و تشنه شهید میشوند. تا این را گفتم، دخترم شروع کرد به گریه کردن و گفت مامان دیگه نگو، بسه! از آن روز بسیار مصمم به روزه گرفتن ادامه داد و دیگر هیچوقت شکایت نکرد.
📌مادر شهیده زینب مکیزاده از شهدای مدرسه شجره طیبه میناب
میدانستم دخترم شهید شده است. زینبِ من، زینبِ نه ساله، پس از چند روز روزه گرفتن به من گفت مامان برای من خیلی سخته که روزه بگیرم. بهش گفتم روزه رو به یاد بچههای غزه بگیر. خیلی از آنها گرسنه و تشنه شهید میشوند. تا این را گفتم، دخترم شروع کرد به گریه کردن و گفت مامان دیگه نگو، بسه! از آن روز بسیار مصمم به روزه گرفتن ادامه داد و دیگر هیچوقت شکایت نکرد.
📌مادر شهیده زینب مکیزاده از شهدای مدرسه شجره طیبه میناب
- ۵۳۱
- ۲۵ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط