گفتی عاشقت هستم

گفتی عاشقت هستم،
صادقانه!
با چشمانی از حسرت نگاهم کردی،
اشک در چشمانت جمع شده بود،
حسرت دیرینه را به زبان آوری،
آن کلمه قلبم را چنان لرزان که بار ها در ذهنم تکرار میشد،
باورش سخت است کسی که سال ها دوستش داری تورا دوست بدارد.
درست مانند کتاب هایی که خوانده بودم عشقت را بیان کردی،
همین را گفتم مانند کتاب هاشد،
زبانم بند آمده بود ،
گوش هایم چیزی را نمی شنید،
وگفته هایت مانند ناگفته ها ماند.
وحسرتی در قلبم.
دوستت دارم
دیدگاه ها (۴)

دیگران، چون بروند از نظر، از دل بروند،تو چنان، در دل من رفته...

از آدمها نپرسید "چرا"ناراحتن..!برای اشکها و بغضهایشان"دلیل"ن...

بدون مخاطب خاص

دوستی مثل متکا میمونهوقتی خسته اي بهش تکیه می کنيوقتی خوشحال...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط